خصوصیات سواحل دریای عمان و چابهار

دریای عمان

درياي عمان، شايد بهتر است بگوييم كه خليج عمان پيشروي آب اقيانوس هند است به داخل خشكي در جنوب غربي آسيا. اين خليج در حقيقت از سه سو به خشكي و ازيك سو به درياي آزاد مرتبط است. شمال آن ايران و پاكستان، شرق آن شبه جزيره دكن و غرب آن شبه جزيره عربستان قرار دارد. تنها از سوي جنوب، اين دريا به    اقيانوس هند متصل است. سواحل جنوبي ايران از تنگه هرمز تا بندر گواتر مجاور آن است و اين مسافت ½  كناره‌هاي جنوبي ايران را تشكيل مي‌دهد. مدار رأس‌السرطان از شمال آن عبور مي‌كند و از اين رو اين خليج در منطقه گرم كره زمين واقع است.

حداكثر درجه حرارت سطح آب در مرداد ماه 33 درجه و دردي ماه دست كم 8/19 است. طول آن ازتنگه هرمز تا دكن حدود 610 كيلومتر و عرض آن كمتر از عرض آبهاي خليج فارس است. مساحت آن 903 هزار كيلومتر مربع در مقابل عمق آن از خليج فارس بيشتر است. عمق اين خليج در اطراف چاه‌بهار حدود 3398 متر است. هر چه به سوي غرب پيش برويم، عمق آن به سرعت كم مي‌شود تا جايي كه در نزديكي تنگه هرمز به 73 متر می رسد. شهرهای مهم حاشیه این دریا در ایران چابهار و جاسک و در کشور عمان مسقط (پایتخت عمان) و صحار هستند. گویا در قدیم شهر پررونق و معروفی به نام عمان نیز در کنار این دریا وجود داشته . در شمال خط ساحلی کوه های کم ارتفاعی در جهت غربی شرقی وجود دارد از شیب این ارتفاعات هر چه به طرف دریا نزدیک می شوند کاسته می شود که بواسطه عمق کم آنها ورود کشتی های بزرگ به ساحل میسر نیست.   

آب دریای عمان تاحدی شور است و شوری آن بطور متوسط 37 در هزار می باشد. جهت جریان های سطحی آب در هنگام زمستان به موازات ساحل دریای عمان از شمال غربی به جنوب شرقی می باشد ولی امتداد عمومی جریانها در موقع زمستان از سوی دریای عمان به طرف خلیج فارس و درتابستان به عکس است در تنگه هرمز امتداد جریان

در تمام مدت سال از دریای عمان به طرف خلیج فارس می باشد . طوفانها در دریای عمان کمتر و وابسته به طوفان های گرمسیری دریای عربستان می باشد. امواجی که از این طوفان ها ظاهر می شوند به سرعت پخش می گردند 

فقط اثر آنها در قسمتهای سطحی آب ها است و مدت آنها هم بسیار کم می باشد .

مد در هر دو خلیج ( خلیج فارس و خلیج عمان ) نا منظم است آب این مدها از دریای عربستان می آید و در سواحل هر دو خلیج هم زمان دیده می شود اختلف جزر و مد در قسمت شرقی دریای عمان در حدود 2 متر و هر

چه به طرف تنگه هرمز پیش رویم این اختلاف بیشتر می شود تا تنگه هرمز به 5/3 متر می رسد . طول ساحل ایران در امتداد دریای عمان، از خلیج گواتر تا بندر عباس، 784 کیلومتر است.

 

سواحل چابهار

قسمت جنوبی استان سیستان و بلوچستان با یکی از بزرگترین منابع آبی کشور ( دریای عمان ) همجوار است

این همجواری موقعیت ویژه ای را برای بهره برداری های جهانگردی و تفرجگاهی و انواع ورزش های آبی از

سواحل دریای عمان به ویژه در ایام زمستان فراهم آورده است .

در کناره های این دریا به خصوص در قسمت جنوبی چابهار صخره های بزرگی بر اثر پیشروی آب دریای عمان

و فرسایش سنگ های رسوبی به وجود آمده اند که خلل و فرج ناشی از فرسایش آب در آن ها چشم اندازهای     

بسیار زیبایی را ایجاد کرده است. از این قسمت به خصوص در هنگام غروب آفتاب می توان به عنوان یکی از

زیباترین سواحل ایران یاد کرد .

قسمت هایی از سواحل دریای عمان ارزش های ممتاز تفرجگاهی و استراحتگاهی دارند همچنین از برخی نواحی

که اقدامات حفاظتی نظیر نصب تور در آن ها انجام شده به منظور( شنا - قایقرانی -  اسکی روی آب )و سایر ورزش های آبی استفاده می شود . 

 

    انواع سواحل از نظر موج : 1 – سواحل موج دار  2 – سواحل آرام    

    انواع سواحل صخره ای : 1 – سواحل سنگی بزرگ  2 – استخرهای ساحلی

    موجودات سواحل صخره ای چابهار : 1- ثابت ( در سواحل موج دار ) 2 – متحرک ( سواحل پوشیده )

  تئوری ناحیه بندی منطقه جزر و مدی به دلایل ذیل رد شد : 1 – پچی بودن پراکنش موجودات 2- متغییر بودن دامنه تغییرات موجودات ( این دامنه تحمل سبب می گردد تا پراکنش موجودات به صورت روی هم قرار گرفتن < over lap > باشد .

  منطقه بندی گیاهان از طرف خشکی به سمت دریا در چابهار : 1 – گلسنگ Encrusted alge 2 – Ture ، شاخه های محکم ، مقاوم در برابر امواج  3 – foliose alge  با  کاهش سطح برگ ، سفتی شاخه ها ، نرم شدن سطح در برابر امواج خود را حفظ می کند . 4 – canopy : در مناطق پر آب تر

  فراوانترین جانوران در صخره های ساحلی دریای عمان نرمتنان هستند ، شکمپایان شایع ترین نرم تنان هستند و در منطقه جزر و مدی هستند .

  Littorinid : شکم پایان کوچک با رنگ روشن ، در منطقه جزر و مدی ، گیاهخوار ، گیاهان روی صخره ها ، ماکروسکوپی و میکروسکوپی ، و اطراف ترکهی صخره ها جمع می شوند .

  حلزون گوشتخوار whelk : در منطقه جزر و مدی ، با سوراخ کردن صدف از آن تغذیه می کند ، طعمه را توسط ارگانی بنام siphon که مثل خرطوم فیل است ، پیدا می کند ، شکم پایان شکارگر دارای کانالی در بالای ورودی صدف خود به نام کانال سیفونی هستند .

  Limpeds : چسبنده به روی صخره ها ، گیاهخوار ، دو نوع prosobranch ( دارای آبشش ) وpulmonata ( دارای شش ) ، یک کفه دارد .

    کیتون ها : دارای 8 صفحه ، گیاهخوار

  دو کفه ای mussels و oysters  ، غیر متحرک، متصل به صخره ها و فیلتر کننده ، oysters به صورت سیمانی به سطح صخره و musselsبه صورت ریسمانی به صخره    می چسبد .

  Barnacle : سخت پوستان ریزی که در صدف چسبیده به  صخره ها زندگی می کنند ، پوست اندازی کامل نداشته و فقط پاها پوست اندازی می کنند ، در موقع بالا آمدن آب درب صدف را باز کرده و با پاهای تغذیه ای خود غذا را فیلتر می کند .

   پرتاران لانه گزین ( Tube worms ) : فیلتر کننده به سطح صخره ها می چسبند .

ü    توتیای دریائی ( sea urchin ) : گیاهخوار قهاری است ، روی خارهای خود حرکت می کند .

ü  استخرهای ساحلی (Rocky pond ) : در محیط امواج و پوشیده و دارای رطوبت دائم به وجود می آیند ودارای دو نوع موجودات است : 1 – موجودات جزر و مدی مثل لیمپت و بارناکلها ( استفاده کنندگان موقت Casul users )  2 – موجودات پائین جزر و مدی مثل klep ، مرجانها و سایر گیاهان دریائی

       عوامل موثر در تنوع و فراوانی موجودات استخرهای ساحلی : 1- شکل 2 – اندازه 3 –  محل                      جزرومدی 4 – عمق استخر 5 – نوع امواج 6 – موجودات زنده دیگر   

    سواحل سنگلاخی ( Boulder fields ) :

یک قطعه سنگ 3 محیط زیست برای جانداران بوجود می آورد : 1 – بالای قلوه سنگ : فقط گیاهان چرا نشده  2 – زیر قلوه سنگ : کرمهای لانه گزین ، برخی جلبکها و جانوران ثابت 3محل ساحل زیر قلوه سنگ: جانداران بزرگتر مثل ستاره دریائی، کیتونها ، خرچنگها و شکم پایان

  عوامل موثر در پراکنش و فراوانی و تراکم موجودات در محیط سخت و صخره ای : 1 – چرا توسط لیمپتها و حلزون ها ( رقابت غذائی ) 2 – تاثیر قدرت گیاهخواری بر گیاهان  3 – رقابت بر سر غذا و پناهگاه 4 – تغییرات و بازگشت شیلاتی  ( Recuruitment ) 5 – شکارگری   6 – رفتار حیوانات   7 -  مزاحمت انسانی

    لیمپتها گیاهخوارند ولی قادرند از بارناکلهای ریز نیز تغذیه کنند .

  Whelk وقتی دریا آرام است بیشترازبارناکلها بعلت وجود آنها در نزدیکی خلل و فرج  تغذیه  می کند .

 

 

اهمیت خلیج فارس و دریای عمان

 

 

اهمیت خلیج فارس را از گذشته تا به حال از چندین جهت می توان بررسی كرد . تجارت دریایی ، صید وصیادی ، تنوع زیستی ، اسكله ها و بنادر متعدد، وجود معادن و منابع ارزشمند ، ذخایر عظیم نفت و انرژی ، منایع اولیه پتروشیمی ، نیروی هیدرولیك ، منابع سرشار گاز و ... همه در محدوده آبی خلیج فارس نهفته اند و همین ویژگیها آن را از دیگر آبهای جهان متمایز می سازد به طوریکه همیشه مطمح نظر ابر قدرتهای جهان قرار گرفته است . مطالبی كه در پیش رو دارید اشاره ای است مختصر به برخی از این اهمیت ها.

 

 

 

 

 

-

 

 

 

 

 تنوع زیستی

 

خلیج فارس با دارا بودن ویژگی های جغرافیایی و ارزشهای بوم شناختی و همچنین مشخصات آب شناسی ( فاكتورهای فیزیكی و شیمیایی ) خاص خود ، یكی از نادرترین بوم سازگان ها به شمار میرود که مجموعه ایی از موجودات زنده منحصر به فردی را بوجود آورده است . علاوه بر آن خلیج فارس از محدوده ها و مناطق مشترك خشكی و دریا ( Ecoton ) و یا به عبارت دیگر، نواحی ساحلی متنوعی تشكیل شده است.  محیط زیست ساحلی این حوضه در واقع یك سیستم تكامل یافته طبیعی و در بر گیرنده پیچیده ترین و در عین حال غنی ترین بوم سازگان های مولد بر روی كره زمین می باشد. می بایست متذکر شد که مهمترین معیارهای انتخاب مناطق حفاظت شده ساحلی- دریایی به منظور ارزشیابی بوم سازگان های دریایی ، بر اساس معیارهای بوم شناسی و تنوع یا غنای گونه ها ، زیستگاه ها ، اجتماعات و جمعیت ها  می باشد ؛ لذا برهمین اساس خلیج فارس به عنوان مجموعه ای کامل و شامل تعداد قابل ملاحضه ای از منابع و مناطق دریایی حساس (Resources eMarin Vulnerable ) شناخته شده است که با ضوابط ارائه شده از سوی IUCN برای ذخیره گاه ها یا مناطق حفاظت شده دریایی مطابقت دارد . كه در این خصوص می توان به موارد زیر به عنوان مناطق حساس و زیستگاههای ارزشمند  دریایی اشاره نمود:
جنگل های حرا ، خوریات ، مصب رودخانه ها ، آبسنگهای مرجانی ، خلیج های كوچك ، پهنه های گلی جزر و مدی ، كرانه های سنگی و صخره ای ، سواحل شنی و
   ماسه ای ، اراضی پست و آبگیرهای شور و لب شور. همچنین تعداد قابل توجهی از جزایركوچك و بزرگ نیز وجود دارند كه مجموعا زیستگاههای ارزشمند و پناهگاههای امن برای آبزیان ، پرندگان ساحلی و دریایی و محل تخم گذاری لاكپشت های دریایی محسوب  می شوند.

 به طور كلی تنوع محیطی و زیستگاهی در حوزه خلیج فارس موجب حضور  گونه های بسیار متنوعی از جوامع گیاهی شامل فیتوپلانكتونها ، جلبكها ، علفهای دریایی و همچنین جوامع جانوری شامل  گروه عظیمی از بی مهرگان نظیر اسفنجها ، مرجانها ،   شقایق ها ، خارتنان ، نرم تنان ، سخت پوستان و مهره داران دریایی ویا وابسته به محیط دریا منجمله ماهیان ، خزندگان ، پستانداران و پرندگان شده است . در این میان تعدادی از گونه ها مورد حمایت و حفاظت جهانی قرار دارند و تعدادی از گونه ها نیز بومی (Endemic) منحصر و شاخص (Indemic) خلیج فارس می باشند . گروهی دیگر از جانوران بصورت مهاجر بوده و این منطقه را برای سپری نمودن تمام مراحل زندگی خود اختصاص داده اند ( مهاجر درون منطقه ای ) .

 

صید وصیادی

 

دریای پارس از لحاظ داشتن انواع و اقسام ماهی و جانوران دریایی در ردیف غنی ترین دریاهای جهان است و از این جهت منبع سرشاری جهت صید و صیادی به شمار می رود . آبزیان خلیج فارس كه شامل ماهیها ، سخت پوستان و نرمتنان می باشند از دیرباز از منابع مهم تغذیه مردم منطقه بوده اند و ازدیاد روزافزون جمعیت منطقه و نیاز به پروتئین موجب شده تا هر چه بیشتر به استفاده از منابع عظیم و غنی آبزیان آن روی آورند .
صید و صیادی در سواحل ایران به قدمت تاریخ تمدن بشر بر می گردد . اولین گامها برای بهره برداری از منابع زنده خلیج فارس در امر تجارت و صید و عرضه مروارید و مرجان بوده و مروارید آن به نام مروارید غلطان در سراسر جهان از معروفیت خاصی برخوردار بوده است . توجه به صیادی و بهره برداری اصولی مبتنی بر کاربرد تکنولوژی متناسب از چندین دهه پیش آغاز گردیده است . در سالهای1316- 1315 نخستین مطالعات علمی با ابتکار و هزینه ایران در ارتباط با شناسایی خصوصیات ماهیان خلیج فارس و دریای عمان صورت گرفت ؛ برای انجام این امر دولت وقت از پروفسور بلگواد دانمارکی دعوت نمود تا آبزیان منطقه را شناسایی ، طبقه بندی و توصیه های لازم را جهت بهره برداری مناسب و اصولی از آنها ارائه نماید . در سال 1934 م. نیز به کمک یک هیأت ژاپنی مطالعاتی در رابطه با نحوه بهره برداری از آبزیان با ارزش تجاری بخصوص میگو در آبهای جنوبی ایران صورت گرفت .

كل پهنه خلیج فارس به عنوان فلات قاره زمینه مساعدی را برای باروری بوجود آورده است . بر طبق براوردها و آزمایشات متعدد انجام شده ، میزان متوسط سالانه تولید اولیه ( بر مبنای توده زنده فیتوپلانكتونها ) اندكی بیش از 200 میلی گرم در متر مكعب گزارش شده است ، كه در موقعیت 28 درجه شمالی به 500 میلی گرم در متر مكعب و در آبهای كم عمق به 1000 میلی گرم در متر مكعب بالغ شده و بدین ترتیب حاصلخیز ترین منطقه خلیج فارس میباشد  كه این امرنقش بسزایی برمیزان آبزیان منطقه دارد.
کمتر از 5/0 درصد کل صید جهان در خلیج فارس صورت می گیرد . نزدیک به 88000 تن از آبزیان خلیج فارس و دریای عمان توسط کشورهای منطقه سالیانه برداشت می شود از این مقدار 21000 تن یا معادل 24% آن را گروه های سطح زی بزرگ تشکیل می دهند ، سطح زیان کوچک و میگو نیز هر یک بیش از 9000 تن به ترتیب 10% و 11% صید منطقه را در بر می گیرند ، میزان صید کفزیان هم به 48000 تن یا حدود 55% کل صید منطقه بالغ می گردد . طبق برآوردهای طرح فائو از مجموع صید منطقه ، 35000 تن آن که قریب به 40 درصد کل صید می شود توسط ایران بهره برداری می گردد . از این مقدار 24000 تن مربوط به کفزیان ( که درحدود 50 درصد کف زیان منطقه اند ) می باشد . میزان صید سطح زیان کوچک و میگو از آبهای ایران نیز به ترتیب 6000 تن ، 3000 تن و 2000 تن برآورد شده است . از مهمترین آبزیانی که در خلیج فارس صید می شود ، میگو است . میگو خلیج فارس از مرغوب ترین میگوهای جهان است و به عنوان یک ماده غذایی پر پروتئین دارای جاذبه صادراتی در کشورهای اروپایی و ژاپن است .
در زمینه صید و صیادی و به منظور بهره برداری بهینه از ذخایر خلیج فارس همکاری هایی بین کشورهای منطقه صورت گرفته است . که از مهمترین و کارآمدترین همکاری های منطقه که با کمک سازمان
FAO صورت گرفته  می توان به کمیته « توسعه و مدیریت منابع آبزیان خلیج ها (DMG) » اشاره نمود . از جمله مسائل مطرح شده در این کمیته می توان به : توسعه صیادی سنتی ، گردآوری ،تجزیه و تحلیل و ارزیابی آمار صید ، توسعه آبزی پروری ، تعیین خط مشی صیادی ، لزوم همکاری بین کشورهای منطقه ، حمایت از توسعه صنعتی و مدیریت صید ، توسعه سیستم بازاریابی و پیشنهاداتی همچون تأسیس مرکز اطلاع رسانی ، ایجاد گروههای کاری ویژه به منظور اصلاح مدلهای مدیریت صیادی ، نظارت بر فعالیتهای صید ضمنی و تحقیق پیرامون طراحی شناورهای چند منظوره و بکارگیری آن در صید میگو اشاره کرد. محیط زیست دریایی خلیج فارس و دریای عمان بدلیل شرایط اکولوژیک خاصی که دارند و بهره گیری هایی که از این محیط و منابع آن می شود در معرض خطراتی قرار گرفته است . نیمه بسته بودن خلیج فارس با پایین بودن میزان جابجایی و تبادل آب با اقیانوس هند ، کمبود میزان بارندگی سالانه و کافی نبودن آبهای ورودی به دریا با تبخیر بیش از اندازه آب ، بطور طبیعی ظرفیت دریای پارس را در زمینه پخش و پراکندگی و خود پالایی آلودگی ها محدود ساخته است .

بررسي جامع اکولوژيک استخرهاي پرورش ميگو در منطقه گواتر

1 آغاز فعاليت فاز اول استخرهاي پرورش ميگو و سرمايه‌گذاران شيلات و بخش خصوصي -2 عدم شناخت کافي از فاکتورهاي مهم غيرحياتي و زنجيره غذايي در منطقه گواتر جهت اطلاعات ضروري و کليدي. -3 دستيابي به شبکه غذايي و فاکتورهاي موثر به آن نياز به اطلاعات دقيق دارد. -4 ضرورت کسب اطلاعات لازم جهت تداوم فعاليتهاي تکثير و پرورش ميگو در استان از طريق اعمال مديريت بهينه در کارگاههاي تکثير و پرورش 

بررسي ذخاير 5 گونه از تن‌ماهيان در آبهاي درياي عمان استان سيستان و بلوچستان) چابهار )

در طي سال 78 پروژه تون ماهيان به دو قسمت بيومتري و کالبدشکافي تقسيم شد که بشرح ذيل ميباشد:-1بيومتري: -انجام بيومتري روزانه توسط تکنسينهاي بخش ارزيابي ذخاير که براي اين کار لندينگهاي مهم استان انتخاب گرديدند و سعي‌شده که در طول هفته به هر لندينگ دو بار مراجعه شود. -تعداد ماهيان بيومتري شده طي سال 78 بشرح ذيل ميباشد: ماه گيدر هوور مسقطي هوور زرده جمع فروردين 223 55 54 33 365 ارديبهشت 111 164 144 31 450 خرداد - 53 52 16 120 تير - - 9 46 55 مرداد - - - - - شهريور 74 8 - - 82 مهر 68 22 23 62 175 آبان 222 23 - - 245 آذر 156 49 9 - 214 دي 57 230 - - 287 بهمن 11 274 - 27 312 اسفند 248 276 - 38 562 -2 کالبدشکافي: -جهت بررسي عادات زمان تخمريزي-نسبت جنسي و محاسبه چشمه مناسب صيد کالبدشکافي بصورت دو روز يکبار از کارخانه کنسرو و سردخانه‌هاي موجود در منطقه استفاده ميگردد

 

بررسي ذخاير گونه‌هاي مهم اقتصادي شير و قباد براساس خصوصيات بيومتري ماهيان در سواحل چابهار

-1 عدم وجود اطلاعات زيستي کافي دو گونه ماهي شير و قباد. -2 با توجه به اينکه بکارگيري تورهاي گوشگير در منطقه معمولا بصورت تجربي مي‌باشد تاکنون پيامدهاي ذيل را به همراه داشته است : الف : صيد بسيار بالاي ضمني هر يک از انواع تورهاي گوشگير موجود (همانند شوريده، ميش ، سنگسر، حلواسياه، گيدر، هوور مسقطي و هوور) که ناخواسته به ذخاير گونه‌هاي فوق آسيب مي‌رساند. ب : گستره طولي وسيعي را پوشش مي‌دهد يعني از ماهيان بسيار ريز تا بسيار درشت را صيد مي‌کند و ضربه جبران‌ناپذيري را به ذخاير آبزيان وارد مي‌سازد ج: با توجه به اينکه بايد حداقل فرصت را براي بقاي نسل به آبزي داد پس بايد به حداقل طول يا سن براي تخمريزي برسد و يکبار تخمريزي کند. از اينرو تور بايد اندازه‌هاي طولي مشخص را صيد کند که با استفاده از شاخصهاي بيولوژيکي و بررسيهاي پارامترهاي (جمعيت ) طول مناسب صيد تعيين مي‌شود

 

شاه میگو چابهار

 

 

مطالعات رسوب‌شناسي، بوم‌شناختي، و ميكروفونستيك خليج چابهار ايستگاه راديويي تا دهانه پزم و فسيل‌شناسي

منطقه مورد مطالعه در نيمه غربي خليج چابهار شامل محدوده‌اي از بندر كنارك تا ايستگاه راديو (راس‌الخط مياني خليج) مي‌باشد. در اين محدوده 8 ايستگاه دريايي و 3 ايستگاه در منطقه جزر و مدي از سه بعد رسوب‌شناختي، بوم‌شناختي و ميكروفونستيك مورد مطالعه قرار گرفته است . جنس رسوبات محدوده مورد مطالعه عمدتا سيلت ماسه‌اي و ماسه سيلتي است ولي محدوده ايستگاه st10 منحصرا از جنس گل و ايستگاه st14 منحصرا از جنس ماسه است و ايستگاههاي منطقه جزر و مدي نيز بطور كلي از جنس ماسه هستند. از نظر ميزان كربنات رسوبات منطقه مورد مطالعه در پنج گروه قرار مي‌گيرند كه از 50 تا 75 درصد كربنات را شامل مي‌شوند. كمترين مقدار آن در ايستگاه st9 (50-55 درصد) و بيشترين مقدار آن در ايستگاه st13 (70-75 درصد) مي‌باشد. . بغير از بررسيهاي رسوب‌شناسي فوق، آزمايشها و سنجشهاي ديگري همچون سنجش ميزان مواد آلي موجود در رسوب (TOM)، تعيين منشاء رسوبات بر اساس روش اتمن (دريايي يا قاره‌اي)، آزمايش X.R.D (براي مطالعات كاني‌شناسي) و تعيين انديس‌هاي عددي نيز در مبحث رسوب‌شناسي مورد بررسي قرار گرفته‌اند. فاكتورهاي مختلف فيزيكوشيميايي آب خليج چابهار در محدوده مورد مطالعه در دو قسمت سطحي و عمقي مورد سنجش قرار گرفته و تاثير آنها بر ميكروفوناي منطقه بررسي شده است فاكتورهاي مورد بررسي عبارتند از شوري، اسيديته، اكسيژن محلول و درجه حرارت آب كه در مورد هر كدام از اين فاكتورها منحني‌هاي هم پتانسيل مربوطه تهيه و ارائه شده است . در بررسي ميكروفونستيك دو نوع مطالعه كيفي و كمي بر روي ميكروفوناي منطقه در دو گروه جمعيت بيوسنوز و تافوسنوز (جمعيت زنده و مرده) انجام شده است كه در مورد هر يك بررسي رده‌بندي و سيستماتيك ارائه شده است . همچنين در بررسي كمي اين گروه از موجودات جمعا 30 جنس و 63 گونه فرامينيفر بهمراه 17 جنس و 18 گونه استراكود مورد شناسايي و شمارش قرار گرفته است  . ،

شناسايي شكم پايان كرانه‌هاي جذر و مدي خليج چابهار و پيرامون آن

 در طي اين پژوهش6  منطقه از سواحل جزرو مدي درياي عمان واقع در استان سيستان و

               بلوچستان انتخاب گرديد. اين مناطق عبارتند از رمين، چابهار، طبس ، كنارك ، پرم و تنگ ، در طي 5 سفر كه در ماههاي مختلف صورت گرفت تعداد بسيار زيادي نمونه شكمپا جمع‌آوري گرديد كه پس از انجام اعمال مقدماتي به تهران منتقل شدند. و سپس اقدام به شناسائي گرديد. در طي اين پژوهش كه به مدت 15 ماه به طول انجاميد حدود 123 نمونه از 26 خانواده شناسائي و معرفي گرديد. تعداد 6 نمونه در حد زير گونه 106 نمونه در حد گونه 9 نمونه در حد جنس و 2 نمونه در حد خانواده شناسائي گرديد. هم چنين 2 گونه شكم‌پاي بدون صدف از نواحي صخره‌اي خوررمين و اسكله چابهار جمع‌آوري گرديد كه در اين پژوهش معرفي گرديده است . در اين بررسي، آخرين تغييرات مربوط به رده‌بندي در حد خانواده، جنس گونه و زيرگونه مورد توجه قرار گرفته است ، بسياري از مسائلي كه در بخش ملاحظات هر گونه به آنها اشاره گرديده در مطالعات كلي امتداد سواحل جنوبي و حل مشكلات سيستماتيكي تاكسونها كمك خواهد نمود. تعداد بسيار زيادي از نمونه‌هاي معرفي شده در اين پژوهش براي اولين بار از سواحل شمالي درياي عمان گزارش مي‌شوند ولي به دليل اينكه به تمام منابع قديمي كه درباره سواحل مكران وجود دارد دسترسي نداشتيم امكان تعيين دقيق تعداد اين نمونه‌ها وجود ندارد. با توجه به منابع مورد بررسي به ويژه تحقيقات Melvill & standan 1888-1912 (تنها افرادي كه در اين منطقه به خصوص نواحي عمقي آن مطالعه كرده‌اند) در اين پژوهش حدود 100 گونه براي اولين بار گزارش مي‌شود. تعدادي از گونه‌هاي معرفي شده در اين پژوهش كه انتشار جهاني فقط محدود به ناحيه خاصي از منطقه هند و آرام است از اين منطقه جمع‌آوري گرديده است به عنوان مثال Bullia kirrachensis كه منحصر به سواحل كراچي و پاكستان است از اين منطقه جمع‌آوري گرديده است . از دستاوردهاي ديگر اين پژوهش مي‌توان به اولين گزارش از وجود زير گونه جديد Strombus decorus masirensis كه توسط دكتر مولن بيك وديگر از سواحل جنوبي درياي عمان در سال 1993 گزارش شده است اشاره كرد صدف اين زير گونه، جديد از مناطق صحره‌اي خوررمين جمع‌آوري گرديده است . در مناطق مورد بررسي بهترين منطقه از نظر تنوع گونه‌اي منطقه تنگ است كه متنوعترين و بيشترين نمونه‌ها را دارا مي‌باشد. از لحاظ نمونه‌هاي زنده جمع‌آوري شده بهترين منطقه، منطقه طيس به ويژه سواحل بخش شمالي آن واقع در نزديك پاسگاه مي‌باشد. بهترين فصل جمع‌آوري نمونه‌هاي زنده، فصل زمستان به ويژه بهمن ماه مي‌باشد كه نه تنها شكمپايان و دوكفه‌اي‌ها بلكه انواع بي‌مهرگان را به صورت زنده مي‌توان جمع‌آوري نمود

دو عامل مهم ( جزر و مد و امواج ) بر زندگی آبزیان سواحل تاثیر دارد

سه تاثیر مهم جزر و مد بر روی جانداران : 1 - در روز 2 بار اتفاق می افتد 2 – در طول ماه میزان جزر و مد تغییر می کند  3 – ساعت جزر و مد ، روزانه حدود یک ساعت پیشرفت می کند

سیکل جزر و مد 5 /12 ساعته است و هر شبانه روز 25 ساعت می شود ، بنابراین هر روز یک ساعت پیشرفت ماهانه دارد .

  در طول ماه قمری در روزهای 1 ، 14 ، 28 جزر و مد حداکثر و در روزهای 7 و 21 جزر و مد حداقل داریم .

 ارتفاع از سطح دریا

حداقل ارتفاع استان از سطح دریا 7 متر است که مربوط به شهرستان چابهار است و حداکثر ارتفاع از سطح دریا 1400 متر مربوط به شهرستان خاش می باشد .

 

صيدشاه ميگو در سواحل چابهار به شدت كاهش يافته است

 

 

صيد بي رويه شاه ميگوي تخم دار در سواحل چابهار، منجر به كاهش چشمگير اين آبزي در سالهاي اخير شده

 

است. صيد بي رويه شاه ميگوهاي تخم دار در سواحل چابهار ادامه دارد. صيد بي رويه شاه ميگو و فروش آنها به

پاكستان،ذخاير اين آبزي را با خطر مواجه كرده است. خريد هر كيلو شاه ميگو به ارزش ۵۰هزار ريال است  اين

درحالي است كه هر كيلو لابستر در كشور پاكستان به بيش از ۷۰ هزار ريال خريداري مي شود. از اين رو صيادان

متخلف شاه ميگوهاي كوچك و تخم دار را به كشور همسايه قاچاق مي كنند. وي افزود: صيد بي رويه سبب شده،

ميزان صيد از سال ۶۹ كه ۴۸ تن بوده است. به ۱۱ تن در سال گذشته كاهش يابد با هدف حفظ ذخاير موجود از اين پس شاه ميگوهاي تخم دار از صيادان خريداري و در دريا رها مي شوند. همچنين در صورت احداث زيستگاههاي مصنوعي بتوني و رهاسازي آنها در سواحل چابهار، ميزان برداشت شاه ميگو تا ۱۰۰ تن در سال قابل افزايش است.

 

ادامه ضوابط زيست محيطي فعاليت معدني

 تبصره 1- صدور پروانه اكتشاف براي مواد معدني طبقه سه و چهار منوط به اخذ مجوز موردي از سازمان حفاظت محيط زيست مي باشد و سازمان مذكور ظرف يك ماه از تاريخ وصول استعلام نظر خود را اعلام مي نمايد، عدم اعلام نظر به منزله موافقت است.
   تبصره 2- دفاتر فني استانداري ها مكلفند قبل از صدور پروانه بهره برداري از معادن شن و ماسه رودخانه اي و خاك رس، موضوع را به صورت كتبي از سازمان حفاظت محيط زيست استعلام نمايد. متقاضيان مربوط ضمن تكميل پرسشنامه زيست محيطي همراه با مدارك مربوط به نقشه زمين شناسي بستر رودخانه و كناره هاي آن، راه هاي ارتباطي به معدن، پروفيل عرضي رودخانه و مشخص نمودن عمق معدن را جهت بررسي به سازمان حفاظت محيط زيست ارايه نمايد سازمان مكلف است ظرف مدت حداكثر يك ماه نظر خود رابه دفاتر فني استانداري ها اعلام نمايد. عدم اعلام نظر به منزله موافقت است . بهره برداري از معادن شن، ماسه و خاك رس در محدوده بستر و حريم رودخانه ها، انهار و مسيلها و حريم قانوني سواحل درياها و درياچه ها پس از دريافت موافقت وزارت نيرو (سازمانهاي تابعه) مي باشد.
   ماده 5- صدور پروانه بهره برداري و انجام فعاليت معدني (كان كني، كان آرايي و فرآوري) معادن ذيل منوط به تهيه و ارايه گزارش ارزيابي زيست محيطي براساس الگوي تعيين شده و تاييد گزارش ياد شده توسط سازمان حفاظت محيط زيست با رعايت اين ضوابط مي باشد

  ماده 6- دارنده پروانه بهره برداري مكلف و متعهد به بازسازي و ترميم محدوده اكتشاف يا بهره برداري در پايان عمر پروانه مربوط مي باشند.
   چنانچه محدوده عمليات معدني در منابع ملي و طبيعي واقع شده باشد سازمان مديريت و برنامه ريز كشور موظف است اعتبار لازم را از محل درآمد حاصل از اجراي ماده (25) قانون معادن جهت بازسازي محيط در اختيار سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور قرار دهد.
   تبصره- در مورد طرحهاي اكتشافي معادن بزرگ طبق توافق وزارت صنايع و معادن و سازمان حفاظت محيط زيست عمل خواهد شد.
   ماده 7- بهره بردار موظف به رعايت اين ضوابط و كليه ضوابط و استانداردهاي زيست محيط كشور مي باشد.
   ماده 8- در بهره برداري از معادن و تهيه گزارش ارزيابي زيست محيطي رعايت موارد مندرج در پيوست شماره (1) الزامي است.
   ماده 9- سازمان حفاظت محيط زيست هر دو سال يكبار فهرست كليه مناطق ويژه زيستي مورد اشاره دراين ضوابط را به وزارت صنايع و معادن ابلاغ خواهد نمود.
  
   پيوست شماره (1)
   مواردي كه لازم است در بهره برداري از معادن و نيز تهيه گزارش ارزيابي زيست محيطي رعايت شود:
   1-رعايت حداقل فواصل فعاليت استخراج و بهره برداري از مواد معدني ، نسبت به مراكز حساس به جز جاده ها بدون استفاده از ناريه 500 متر و با استفاده از ناريه مطابق طرح آتشبازي (در هر صورت اين فاصله نبايد از 800 متر كمتر باشد).
   2-ميله گذاري محدوده هاي بهره برداري از معادن توسط وزارت صنايع و معادن
   3-ايجاد گريدور مناسب جهت گدار و مهاجرت حيات وحش (مطابق با اطلاعات فني ارايه شده توسط سازمان حفاظت محيط زيست) در مناطق حفاظت شده و پناهگاههاي حيات وحش (در صورت لزوم)
   4-جمع آوري و خارج نمودن كليه تاسيسات و تجهيزات معدني ايجاد شده (به استثناي جاده هاي دسترسي، تاسيسات استحصال آب و آبرساني در صورت نياز منطقه براي استفاده مناسب از آن) در پايان عمر معدن و يا يكسال پس از پايان آخرين بهره برداري،
   5-رعايت حداكثر سطح وسينه كار مجاز بهره برداري و تعداد مجاز سينه كار در هر دوره بهره برداري . اين موارد در طرح بهره برداري مشخص و ملحوظ مي گردد. (باطله برداري و بهره برداري بجز آنچه كه در طرح مصوب ارايه شده از سينه كار جديد منوط با اتمام ذخيره معدني سينه كارهاي قبلي مي باشد. چنانچه استخراج از سينه كارهاي قبلي با تشخيص وزارت صنايع و معادن به لحاظ امكان فني و يا اقتصادي به صرفه نباشد، بهره بردار مجاز است، نسبت به بهره برداري از سينه كار نوبت بعدي اقدام نمايد).
   6-عدم تغيير مسير رودخانه و آبراهه هاي طبيعي ، مگر در موارد ضروري با كسب نظر دستگاه هاي ذيربط.

7-تعيين محل انباشت و نگهداري باطله هاي معدني با رعايت جنبه هاي حفظ اراضي مرغوب كشاورزي و مرتعي، پيشگيري از فرسايش و توليد زهاب هاي آلوده.
   8-استفاده از جاده هاي موجود روستاهاي و يا شهري (بجز جاده هايي كه از داخل بافتهاي روستايي عبور مي كند).
   در صورت نياز به احداث جاده هاي اختصاصي، رعايت انتخاب كوتاهترين مسير ممكن و با كمترين تخريب چشم انداز ها، اراضي جنگلي، مراتع مشجر و اراضي مرغوب كشاورزي الزامي مي باشد.
   9-هدايت جريان آبهاي سحطي بالا دست محدوده معدن به خارج از آن.
   10-انجام عمليات زهكشي در پيرامون و داخل محدوده برداشت معادن كاني فلزي (به منظور پيشگيري و كاهش توليد زهاب هاي ناشي از تمامي آبهاي زيرزميني و يا سطحي با مواد معدني ، كنترل هرز آبهاي سطحي و جلوگيري از آلودگي آبهاي زيرزميني).
   11-احداث حوضچه و يا تاسيسات رسوب گيري حسب شرايط در محل هاي مناسب
   12-حصاركشي و علامت گذاري پيرامون سدهاي باطله
   13-احداث سپتيك تانك براي معادن داراي 20 تا 100 نفر نيروي انساني و احداث سيستمهاي مناسب تصفيه فاضلاب براي بالاي 100 نفر در حد تامين استانداردهاي سازمان حفاظت محيط زيست.
   14-اتخاذ تدابير لازم در جهت حفظ چشم اندازهاي طبيعي و هماهنگي عمليات معدني با آن، نظير احداث ابنيه مورد نياز در مكانهاي دور از چشم اندازهاي عمومي و حتي الامكان با استفاده از مصالح طبيعي .
   15-رعايت حداكثر عمق مجاز بهره برداري از معادن روباز با رعايت اصول پايداري شيبها.
   حداكثر عمق مجاز در گزارش ارزيابي زيست محيطي و يا طرح بهره برداري مشخص و ملحوظ مي گردد.
   16-اتخاذ تدابير لازم و مستمر جهت جلوگيري از انتشار گرد و غبار ناشي از استخراج و تردد وسايط نقليه و حمل و نقل مواد معدني و عمليات خردايش
   17-تخصيص و احداث فضاي سبز مشجر به ميزان حداقل 10 درصد سطح بهره برداري معادن با گونه هاي بومي
   18-استفاد از روش سيم الماسه يا روش چال موازي يا سيم بكسل در بهره برداري از معادن سنگ تزئيني (در اين گونه از معادن عمليات انفجار صرفاً در حد باطله برداري و آماده سازي سينه كار و موارد استثناء مطابق يا طرح آتشبازي مجازمي باشد).
   19-رعايت حداقل 500 متر فاصله از حوضچه هاي بهره برداري نمك دريايي تا چشمه ها و قنوات و محدوده آبهاي زيرزميني قابل استحصال
   20-ارايه طرح اجمالي مرمت، احياء و بازسازي محدوده معدن
   طرح مذكور در گزارش ارزيابي زيست محيطي و يا طرح بهره برداري مشخص و ملحوظ مي گردد

  آيين نامه اجرايي قانون اصلاح ماده (11) قانون تشكيل شوراهاي آموزش و پرورش در استان ها ، شهرستان ها و مناطق كشور، مصوب 1383
  
   ماده 1- اصطلاحات و واژه هاي به كار برده شده در آيين نامه در معاني مشروح زير به كار برده مي شوند:
   الف- قانون: قانون تشكيل شوراهاي آموزش و پرورش در استان ها ، شهرستان ها و مناطق كشور – مصوب 1372
   ب- شوراها: شوراهاي آموزش و پرورش استان ها، شهرستان ها و مناطق كشور
   ماده 2- كمك هاي مردمي در مدارس به آن دسته از كمك هايي اطلاق مي گردد كه توسط اولياء دانش آموزان و يا ساير اشخاص حقيقي و حقوقي به منظور تامين بخشي از هزينه هاي هر مدرسه و ارتقاء فعاليت هاي كمي و كيفي آن پرداخت مي شود و داراي ويژگي هاي زير است:
   الف- اعطاء آن از سوي اولياء دانش آموزان و ساير افراد داوطلبانه باشد
   ب- خارج از فصل ثبت نام دريافت شود و ثبت نام مشروط به پرداخت آن نباشد
   ج- اخذ وجوه در مقابل ارايه رسيد رسمي از سوي وزارت آموزش و پرورش در اختيار مديران مدارس انجام شود
   تبصره: كمك ها و هداياي غيرنقدي به مدارس، مشمول مقررات اموال دولتي خواهد بود.
   ماده 3- خدمات آموزشي و پرورشي فوق برنامه به فعاليت هايي اطلاق مي گردد كه با رعايت مصوبات شوراي عالي آموزش و پرورش و افزون بر برنامه هاي رسمي براي دانش آموزان داوطلب، تحت نظر مسئولين مدارس در داخل و خارج از مدرسه ارايه مي گردد.
   تبصره- خدمات آموزشي و پرورشي فوق برنامه شامل دروس جبراني، تكميلي و تقويتي و فعاليت هاي فرهنگي، هنري، ورزشي، بهداشتي و بازديدهاي علمي، گروهي دانش آموزي ، اردوها مي باشد.
   ماده 4- شوراها موظفند در چارچوب سياستهاي آموزش و پرورش با توجه به شرايط و متقاضيات اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي مناطق خود ضوابط، نحوه و ميزان دريافت و هزينه وجوه ياد شده را تصويب و به ادارات آموزش و پرورش منطقه ابلاغ نموده و بر اجراي آن نظارت نمايند.
   ماده 5- مديران و رؤساي آموزش و پرورش شهرستان ها و مناطق موظفند با مساعدت شوراها و استفاده از امكانات رسانه اي محلي و منطقه اي، بستر مناسبي براي جلب مشاركت همه جانبه مردم و اولياء دانش آموزان فراهم و نسبت به اجراي مصوبات شوراها و اخذ وجوه در مدارس با همكاري انجمن اولياء و مربيان اقدام نمايند.
   ماده 6- وجوه دريافتي حاصل از كمك هاي مردمي و خدمات فوق برنامه به استناد بندهاي (3) و (4) ماده (11) قانون و ماده (7) آيين نامه نحوه مصرف هداياي نقدي كه براي مصارف اص به وزارتخانه ها، موسسات دولتي و شركت هاي دولتي اهدا مي شود.موضوع تصويب نامه شماره 60271/ ت 26443 هـ مورخ 28/11/1381 هيئت وزيران ، از منابع مالي مدرسه محسوب و به حساب مدرسه واريز و با رعايت مصوبات شوراها ، زيرنظر شوراي مالي آن مدرسه هزينه مي گردد.
   تبصره- هزينه وجوه دريافتي در مدارسي كه به صورت هيئت امناي اداره مي شوند، با رعايت مصوبات شوراها و هيئت امنا زير نظر شوراي مالي مدرسه خواهد بود .
   ماده 7- نظارت بر حسن اجراي دقيق اين آيين نامه و صدور دستورالعمل اجرايي آن به عهده وزارت آموزش و پرورش خواهد بود.

 

 

معرفي زيست محيطي معادن

محيط زيست از اركان توسعه پايدار در هر كشوري است. بدون توجه به مسئله محيط زيست منابع طبيعي و انساني دچار نقصان شده و پيامدهاي ناگواري را بر كره خاكي و حتي جوامع انساني خواهد گذاشت. معدنکاري مواد لازم براي حيات و پيشرفت بشر را فراهم مي کند و از طرفي با افزايش آلودگيها امکان حيات و استفاده از محيط زيست سالم را از بشر سلب مي کند. به همين جهت در بسياري از کشورها، تأثيرات محيط زيستي عمليات معدنکاري مورد بررسي قرار گرفته و در نهايت استانداردهايي در اين زمينه براي فعاليتهاي معدني و حدود آلودگيهاي مختلف حاصل از اين صنعت در نظر گرفته شده است. با توجه به اينکه ايران يک کشور در حال توسعه است و براي پيشرفت خود ناچار به توسعه معادن است، بنابراين براي توسعه پايدار صنعت معدن کشور لازم است تا جنبه هاي محيط زيستي صنايع معدني کشور(با توجه به اقليم کشور) مورد شناسايي قرار گيرد. با توجه به اينکه اطلاعات محيط زيستي مناسبي در ارتباط با صنعت معدن در كشور وجود ندارد، لذا در نخستين گام پايگاه ملي داده هاي علوم زمين با توجه به رسالت خود مبني بر اطلاع رساني در سريعترين، دقيقترين و آسانترين راه ممكن، اقدام به معرفي مشكلات محيط زيستي فعاليتهاي معدني نموده است. بانك داده هاي محيط زيست شامل دو بخش است كه در بخش نخست، اثرات محيط زيستي قسمتهاي مختلف معدني كه شامل اكتشاف، استخراج، فرآوري و معادن متروكه است معرفي گرديده است. با توجه به اينكه باطله هاي معدني و فرآوري يكي از منابع اصلي مشكلات محيط زيستي صنعت معدن است، لذا در اين بخش از بانك اطلاعاتي، قسمتي تحت عنوان باطله ها آورده شده است كه معرفي انواع باطله، روشهاي انباشت، روشهاي دورريزي، سد باطله و مطالعات موردي در اين زمينه را در بر مي گيرد. در بخش دوم، مسائل مرتبط با محيط زيست معدني مورد بررسي قرار گرفته است. اين بخش شامل مشكلات اصلي محيط زيست فعاليتهاي معدني(زهاب اسيدي، آلوده كننده هاي هوا، سيانور و باطله)، مديريت محيط زيستي صنايع معدني، استانداردها و مقادير اندازه گيري شده، بيماريها و شدت آلودگي مواد معدني و تأثيرات محيط زيستي آنها مي باشد.پايگاه داده هاي ملي علوم زمين در ادامه فعاليتهاي خود در زمينه محيط زيست در نظر دارد تا علاوه بر به روز كردن پيوسته اطلاعات در اين زمينه، اطلاعات محيط زيستي صنايع معدني ايران را نيز ارائه دهد تا گامي مثبت در جهت پيشبرد اهداف برنامه توسعه چهارم برداشته شو

ضوابط زيست محيطي فعاليت هاي معدني

  ماده 1- اصطلاحات مندرج در اين تصويبنامه داراي معاني ذيل مي باشند:
   1-فعاليتهاي معدني: به كليه اقداماتي كه در مراحل اكتشاف، تجهيز، آماده سازي و بهره برداري از محدوده برداشت و كانه آرايي صورت مي گيرد، اطلاق مي گردد.
   2-بازسازي و احياء: به مجموعه اي از اقدامات اجرايي كه سبب ترميم آثار تخريبي محدوده معدن از جمله احياء پوشش گياهي بومي منطقه مي گردد ناميده مي شود.
   3-كليه تعاريف و طبقه بندي مواد معدني بكار رفته در قانون معادن (موضوع به ترتيب مواد 1 و 3 قانون ) عيناً در اين ضوابط نيز معتبر مي باشد.
   4-تعاريف مناطق چهارگانه تحت مديريت سازمان محيط زيست همان است كه در آيين نامه اجرايي موضوع تبصره بند (3) ذيل ماده (3) قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست- مصوب 1353 – ارايه شده است.
   5-سد باطله: مخازن بزرگ مصنوعي و يا طبيعي هستند كه جهت انباشت و نگهداري مواد زايد حاصل از فعاليت هاي معدني مورد استفاده قرار ميگيرد.
   6-تعاريف اراضي جنگلي و مراتع مشجر همان است كه در قانون حفاظت و بهره برداري از جنگلها و مراتع كشور- مصوب 1346 – و اصطلاحات بعدي آن ارايه شده است. در صورت تغيير و تفسير در مصاديق، نظر سازمان جنگلها و مراتع ملاك عمل قرار خواهد گرفت.
   7-مراكز حساس منظور در اين ضوابط به مراكزي از قبيل سكونتهاي انساني ، درماني، آموزشي، نظامي، منابع آب شرب( سفره هاي زيرزميني، رودخانه ها و سدها) بزرگراه و جاده ترانزيتي و جاده اصلي ، پارك ملي ، تالاب، درياچه، اثر طبيعي ملي ، زيستگاههاي حيات وحش، مناطق و رودخانه هاي حفاظت شده اطلاق مي گردد.
   8-محدوده مصوب شهري آخرين محدوده طرح جامع يا هادي مصوب شهر و اصطلاحات مصوب بعدي آنها مي باشد. در مورد شهرهاي فاقد طرح جامع و هادي تا زمان طرح جامع يا هادي ، محدوده خدماتي شهر ملاك خواهد بود.
   ماده2- صدور، تجديد و تمديد پروانه هاي اكتشاف از معادن طبقه يك و دو واقع در پارك هاي ملي و آثار طبيعي ملي، تالابهاي موضوع كنوانسيون رامسر ( فوريه 1971) و آن دسته از پناهگاههاي حيات وحش و مناطق حفاظت شده مذكور در بند « الف» موافقتنامه في مابين وزارت صنايع و معادن و سازمان حفاظت محيط زيست (مورخ 21/7/1354) رودخانه هاي حفاظت شده ، معادن روباز (سطحي) در محدوده عرصه هاي جنگلي و مراتع مشجر و نيز داخل محدوده هاي مصوب شهري ممنوع مي باشد.
   ماده 3- صدور پروانه اكتشاف و بهره برداري از مواد معدني واقع در پناهگاههاي حيات وحش و مناطق حفاظت شده جديد (بعد از موافقتنامه مورد اشاره در ماده (2) اين ضوابط ) موكول به توافق بين سازمان حفاظت محيط زيست و وزارت صنايع و معادن و رعايت مفاد قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست – مصوب 1353-انجام ارزيابي زيست محيطي و در چارچوب الگوي ارزيابي زيست محيطي و اين ضوابط مي باشد.
   ماده 4- وزارت صنايع و معادن مكلف است در موارد ذيل از سازمان حفاظت محيط زيست استعلام نمايد و سازمان مذكور حداكثر يك ماه ازتاريخ وصول استعلام نظر خود را اعلام نمايد. عدم اعلام نظر به منزله موافقت است:
   الف) صدور كليه پروانه هاي اكتشاف
   ب) تمديد پروانه بهره برداري معادن داخل مناطق چهارگانه
   ج) صدور پروانه بهره برداري براي معادني كه نياز به اكتشاف ندارند

فاصله دريايي بنادر مهم منطقه تا بندر چابهار

جدول 1-1 : فاصله بنادر منطقه تا بندر چابهار ( واحد : مايل )

نام بندر

بندر عباس

بندر امام

خارك

جاسك

كيش

قشم

بوشهر

خرمشهر

كشور

ايران

ايران

ايران

ايران

ايران

ايران

ايران

ايران

فاصله

305

805

680

165

420

295

680

825

 

نام بندر

خرمشهر

آبادان

دبي

مسقط

شويخ

شارجه

دوحه

منامه

كشور

ايران

ايران

امارات

عمان

كويت

امارات

قطر

بحرين

فاصله

825

790

364

151

895

375

560

625

فاصله دريائي بندر چابهار با بنادر عمده جهان

جدول شماره 2-1: فاصله بندر چابهار با ساير بنادر جهان (واحد:مایل)

نام بندر

كراچي

بمبئي

كلمبو

سيدني

شانگهاي

پوسان

كشور

پاكستان

هند

سريلانكا

استراليا

چين

كره جنوبي

فاصله

331

768

1530

6655

5268

5579

 

نام بندر

لندن

سنگاپور

هنگ كنگ

يوكوهاما

كيپ تاون

هامبورگ

كشور

انگلستان

سنگاپور

چين

ژاپن

آفريقاي جنوبي

آلمان

فاصله

5686

3076

4531

5971

4400

6001

فاصله دريايي بنادر مهم منطقه تا بندر چابهار

جدول 1-1 : فاصله بنادر منطقه تا بندر چابهار ( واحد : مايل )

نام بندر

بندر عباس

بندر امام

خارك

جاسك

كيش

قشم

بوشهر

خرمشهر

كشور

ايران

ايران

ايران

ايران

ايران

ايران

ايران

ايران

فاصله

305

805

680

165

420

295

680

825

 

نام بندر

خرمشهر

آبادان

دبي

مسقط

شويخ

شارجه

دوحه

منامه

كشور

ايران

ايران

امارات

عمان

كويت

امارات

قطر

بحرين

فاصله

825

790

364

151

895

375

560

625

فاصله دريائي بندر چابهار با بنادر عمده جهان

جدول شماره 2-1: فاصله بندر چابهار با ساير بنادر جهان (واحد:مایل)

نام بندر

كراچي

بمبئي

كلمبو

سيدني

شانگهاي

پوسان

كشور

پاكستان

هند

سريلانكا

استراليا

چين

كره جنوبي

فاصله

331

768

1530

6655

5268

5579

 

نام بندر

لندن

سنگاپور

هنگ كنگ

يوكوهاما

كيپ تاون

هامبورگ

كشور

انگلستان

سنگاپور

چين

ژاپن

آفريقاي جنوبي

آلمان

فاصله

5686

3076

4531

5971

4400

6001

وضيت آب و هوايي چابهار

بطور كلي بندر چابهار در منطقه ای واقع شده است كه داراي تابستانهاي گرم و مرطوب و زمستانهاي معتدل مي باشد و از نظر اقليمي بعلت بارندگي ناچيز جزء مناطق خشك محسوب مي شود همچنين عدم وجود روزهاي يخبندان و كمي بارندگي از ويژگيهاي مهم آب و هوايي اين منطقه محسوب مي شود .
چابهار بعلت وضعيت جغرافيايي خاص ، داراي ساعات آفتابي بسيار زيادي در طول سال مي باشد كه از اين لحاظ بر روي كره زمين كم نظير مي باشد .

برخي از مشخصات مهم آب و هوايي چابهار

مشخصه

مقدار

ميانگين روزانه درجه حرارت

1/26

ميانگين بيشينه درجه حرارت

1/30

ميانگين كمينه درجه حرارت

2/22

حداكثر دماي مطلق

47

حداقل دماي مطلق

7

ميانگين دماي روزانه گرمترين ماه

4/31

ميانگين دماي روزانه سردترين ماه

8/19

متوسط رطوبت نسبي

72 درصد

متوسط روزهاي باراني در سال

3/15 روز

متوسط روزهاي طوفاني در سال

3/4روز

متوسط روزهاي باد وگرد و غبار در سال

4/29 روز

بادهاي غالب چابهار به دو نوع تقسيم مي شوند :
- بادهاي محلي يا بادهای مونسون كه بندر چابهار را در دو دوره آذر تا بهمن و ارديبهشت تا مهر تحت تاثير قرار مي دهند .
- طوفانها و تندبادهاي حاره اي

ادامه زمين شناسي دريايي

اقيانوس‌ها و درياها بيش از 360 ميليون كيلومتر مربع يعني حدود 71 درصد سطح زمين را پوشانده‌اند. بنابراين اهميت آن‌ها به عنوان مهمترين تشكيل دهنده هيدروسفر در زندگي بشر غير قابل انكار است. زندگي انسان به طور مستقيم يا غير مستقيم وابسته به دريا و اقيانوس مي باشد و اصولا بر اساس شواهد زمين‌شناسي، پيدايش اولين اشكال حيات يا كمپلكس‌هاي ارگانيك كه به صورت بقاياي فسيلي در اسليت‌ها و شيست‌هاي كربن‌دار آركئن به جا مانده‌اند و به عنوان شكلي از حيات تلقي شده اند، در رابطه با واكنش بين هيدروسفر و اتمسفر بوده است. سن كهن‌ترين سنگهاي رسوبي داراي تركيبات كربن دار به حدود 7/3 ميليارد سال قبل باز مي گردد كه بنظــــر مي رسد مربوط به ساختمان جلبك‌هاي اوليه باشد. حدود 8/1 الي 2 ميليارد سال قبل، گسترش فرايند فتوسنتز و در نتيجه توسعه گياهان سبز موجب تحول عمده در تشكيل حيات و تنوع زيستي گرديد. بالاخره اولين موجودات با ساختمان پيچيده و عالي‌تر مانند ماهي‌هاي زرّه‌دار در درياها و اقيانوس‌هاي كهن زاده شده‌اند و به حيات خويش ادامه داده‌اند. طي دوران‌هاي زمين‌شناسي ديرينه زيستي، ميانه زيستي تا نوزيستي و عهد حاضر، حيات موجودات همواره وابسته به آب و در مرحله اول وجود و بقاي اقيانوس‌ها بوده است و اهميّت آب به حدي است كه خداوند متعال در كتاب آسماني ما مستقيما به آن اشاره فرموده است.

    بهره گيري از اقيانوس‌ها تنها محدود به فرايندهاي زيستي نمي باشد بلكه تحولات و وقايع زمين‌شناسي طي دوران‌ها و ادوار زمين‌شناسي همواره به گسترش حوضه‌هاي اقيانوسي يا از ميان رفتن آنها(مانند اقيانوس كهن تتيس) و ظهور جزاير، خشكي‌ها و قاره‌ها در نتيجه فرايندهاي زمين‌ساختي و كوهزايي وابسته بوده است. اين تحولات زمين‌شناسي در قالب تكتونيك صفحه‌اي توجيه كننده ظهور خشكي‌ها و قاره‌ها به عنوان بستري مناسب براي زندگي زيست‌مندان خشكي بوده است.
   چرخه فرسايشي خشكي‌ها و حمل رسوبات به دريا و فرايند رسوب‌گذاري از جمله پديده‌هاي مهم زمين‌شناسي است كه به طور مستمر در زمين صورت مي گيرد. هوازدگي، فرسايـش، رسوب‌گذاري و بالاخره دياژنز يا سخت‌شدگي رسوبات منجر به تشكيل انواع سنگ‌هاي رسوبي و همچنين تشكيل برخي كانسارها و ذخائر معدني در بستر درياها و اقيانوس‌هــــا مي‌گردد. اين رسوبات مجددا در چرخه‌اي نو با انباشتگي و چين‌خوردگي از آب خارج شده و تشكيل سرزميني جديد مي‌دهند و بدين ترتيب اين تحولات چرخه‌اي همواره پويا باقي مي‌مانند. از كل آب‌هاي هيدروسفر حدود 97 درصد مربوط به وزن آب‌هاي موجود در درياها و اقيانوس‌ها است و چرخش آب در هيدروسفر موجب تغييرات ژئوشيميايي از جمله هوازدگي و حمل مواد جامد و محلول مي گردد. ذرّات رسوبي كه از سطح خشكي‌ها وارد محيط رسوبــي مي گردند داراي تنوّع بسيار مي باشند ولي در اين ميان تركيبات سيليكاته مانند ذرات تخريبي سيليسي و رس‌ها اهميت زيادي داشته و همراه با كانيهاي سنگين و عناصر فلزي در محيط رسوبي انباشته مي‌شوند. تجزيه و تخريب شيميايي اين رسوبات موجب آزادي پاره‌اي از عناصر شيميايي در محيط رسوبي مي‌گردد. بنابراين مطالعه رسوبات بستر و آب درياها و بررسي عناصر و كاني‌هاي سنگين و ذخائر معدني سواحل از جمله اهداف مهم در بررسي‌هاي زمين‌شناسي دريايي است كه به طور غير مستقيم مي تواند مورد استفاده ديگر علوم، از جمله بررسي مناطق و تعيين محدوده‌هاي مناسب براي پرورش ميگو و ديگر موجودات آبزي قرار گيرد.
 
 
 

شرح زمين شناسي دريايي

  امروزه انجام مطالعات و تحقيقات زمين شناسي دريايي در جهت اهداف مختلف اقتصادي، امنيتي، سياسي، ‌نظامي، ‌زيست محيطي و... با استفاده از تكنولوژي هاي پيشرفته و متدهاي نوين، ‌امري اجتناب ناپذير تلقي مي شود. در همين راستا، ‌وجود صدها مركز تحقيقاتي و آموزشي و همكاري هاي فيمابين در كشورهاي پيشرفته قابل توجه و تامل مي باشد. نگاه همه جانبه و فراگير به حوزه مطالعات دريايي امري بديهي محسوب شده و ناگفته پيداست كه انجام اين تحقيقات و مطالعات، ‌دستاورها و نتايج قابل توجهي در پي خواهد داشت. از جمله اين دستاوردها ميتوان به ارتقاي كمي و كيفي دانش فني، متدها و فن آوري ها، ‌مدل سازي و ارائه الگوهاي تحقيقاتي، بهره مندي از مزاياي ذخاير آبي و زير آبي اشاره كرد كه همگي آنها تاثيرات محسوس و غير محسوس در امور روزمره زندگي خواهند داشت. استفاده بهينه از منابع مهم دريايي، علاوه بر مزيت هاي اقتصادي، ‌از ديدگاه مسايل دفاعي و نظامي نيز حائز اهميت مي باشد .
  درياها و اقيانوس هند يك راه ارتباطي مهم و استراتژيك براي كشور ما مي باشند. براي حفظ و حراست از هر كشور، شناسايي دقيق و علمي درياها تا حريم قانوني آن كشور ضروري است. آن كشوري كه شناخت كامل و علمي از بستر درياها و ويژگيهاي رسوبي، ‌ريخت شناسي، فيزيكي و شيميايي درياهاي خود داشته باشد، قطعاً در شرايط بحراني،‌ علمي تر و اصولي تر عمل خواهد نمود. در كشورهاي پيشرفته لزوم شناسايي بستر درياها از ديرباز احساس شده است، اما در كشور ما با داشتن مرزهاي آبي وسيع در شمال و جنوب (بيش از 3000 کيلومتر بدون احتساب مرزهاي رودخانه اي) اطلاعات بسيار ناچيزي از بستر دريا وجود دارد.هم اكنون آنچه كه براي ما ضروري و مهم مي نمايد آنست كه با توجه به واقعيات امر، ويژگيهاي پهنه هاي آبي در شمال و جنوب كشور را بر اساس مقتضيات و مصالح عمومي، منافع ملي و نيازهاي مقطعي و دراز مدت شناسايي و مطالعات زمين شناسي دريايي را جدي تلقي نماييم.آنگاه نتايج اين مطالعات مي تواند درامور غير نظامي (محيط زيست، شيلات، کشتيراني، احداث سازه هاي دريايي و...) و راهبرد امنيتي ـ دفاعي كشور (احداث و صيانت از نيروگاه هاي اتمي، فعاليت هاي نظامي ـ دفاعي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي) مورد استفاده قرار گيرد.

دریای عمان

درياي عمان، شايد بهتر است بگوييم كه خليج عمان پيشروي آب اقيانوس هند است به داخل خشكي در جنوب غربي آسيا. اين خليج در حقيقت از سه سو به خشكي و ازيك سو به درياي آزاد مرتبط است. شمال آن ايران و پاكستان، شرق آن شبه جزيره دكن و غرب آن شبه جزيره عربستان قرار دارد. تنها از سوي جنوب، اين دريا به اقيانوس هند متصل است. سواحل جنوبي ايران از تنگه هرمز تا بندر گواتر مجاور آن است و اين مسافت ½ كناره‌هاي جنوبي ايران را تشكيل مي‌دهد. مدار رأس‌السرطان از شمال آن عبور مي‌كند و از اين رو اين خليج در منطقه گرم كره زمين واقع است. حداكثر درجه حرارت سطح آب در مرداد ماه 33 درجه و دردي ماه دست كم 8/19 است. طول آن ازتنگه هرمز تا دكن حدود 610 كيلومتر و عرض آن كمتر از عرض آبهاي خليج فارس است. مساحت آن 903 هزار كيلومتر مربع در مقابل عمق آن از خليج فارس بيشتر است. عمق اين خليج در اطراف چاه‌بهار حدود 3398 متر است. هر چه به سوي غرب پيش برويم، عمق آن به سرعت كم مي‌شود تا جايي كه در نزديكي تنگه هرمز به 73 متر مي‌رسد.

بنادر كوچكي چون جاسك ـ چاه‌بهار ـ گواتر در كنار اين خليج‌ها ديده مي‌شوند كه بيانگر بازرگاني و دريانوردي تقريباً محدود آن است.

NATIONAL REPORT ON ENVIRONMENTAL IMPACT OF SHRIMP TRAWLING FISHERIES IN THE ISLAMIC REPUBLIC OF IRAN

Persian Gulf and Oman Sea Coasts, Chabahar  

In the southern sector of Sistan Va Baluchestan is the coastal area of the Oman Sea. Due to the prominent position it enjoys regarding access to the free waters, in addition to other aspects such as trade, commerce and navigation this province holds specific location. The winter months can be best for water sports and recreation.
On the coast of the sea, particularly in the southern region of Chabahar is a rocky coastal area with a beautiful landscape, specially during sunset. Parts of the shores of the Oman Sea is greatly valued for its recreational areas and those concerning the safe swimming zones, canoeing, water skiing and other such sports.
The Oman Sea contains various minerals and a variety of water species, in particular algae and plankton. These  This lake is formed by three smaller lakes in the higher slopes of the Taftan Mountains. The depth of two of these lakes in its northern sector is not much, thereby the water is palatable. Whereas the other is a larger lake with permanent, but salty water. This phenomena being a natural attraction in the Baluchestan region.have a positive affect on the human body

oman sea

Oman Sea

Oman Sea, situated at the south of Iran, connects the Persian Gulf to the Indian Ocean. With an approximate area of 903,000 km², the Oman Sea is surrounded by Iran and Pakistan at the north, Deccan peninsula at the east and Arabia peninsula at the west. 

 

Iran has got small ports at its shorelines with the Oman Sea like Chabahar, Gavater and Jask.

 

Since antiquity, the Strait of Hormoz and the Oman Sea have always been strategic waterways. Today, tens of gigantic oil tankers carry oil everyday from the countries in the region through this route to different parts of the world.

oman sea

Iran - Sistan & Baluchestan - coast of Oman sea

یادداشت هایی درباره فوتبال و

پس از شکست تیم ایران در جام جهانی با برانکو ، ژنرال قلعه آبی به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمان برگزیده شد.البته تا قبل از انتخاب وی صحبت هایی مبنی بر حضور دنیزلی ، تروسیه و … به گوش می رسید ، اما با سیاست جدید فدراسیون و سازمان تربیت بدنی یک مربی ایرانی در راس کادر فنی تیم ملی قرار گرفت.

قلعه نوعی که پس از سه سال حضور در استقلال و کسب قهرمانی لیگ برتر با این تیم محبوبیت بسیاری را در بین فوتبال دوستان به دست آورده است ، این شایستگی را داشت که سکان هدایت تیم ملی فوتبال را در دست گیرد.

البته شاید تفکرات وی چندان به روز نباشد ، اما به نظر می توان به وی اعتماد نمود.اما جمعه عصر لیست بازیکنان تیم ملی فوتبال کشورمان برای شرکت در تمرینات آملده سازی به منظور حضور در مسابقات مقدماتی جام ملت های آسیا اعلام شد که در این بین نامهای بزرگی همچون علی دایی ، فریدون زندی و … به چشم نمی خورد و در عوض شاهد چهره هایی مانند فرهاد مجیدی ، ایمان مبعلی و … هستیم.

اکنون تنها آرزوی هواداران فوتبال کشورمان پس از جام جهانی پیروزی در مقدماتی جام ملتهاست.

 

سرمربی :

شاید تمامی هواداران فوتبال کشورمان ، مقصر اصلی کسب تنایج ضعیف در جام جهانی را برانکو ایوانکوویچ سرمربی تیم ملی فوتبال ایران بدانند.

برانکو ایوانکوویچ ، در پی عدم راه یابی ایران به جام جهانی شرق دور) با مربی وقت خود ، میروسلاو بلازوویچ (  ، به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمان انتخاب شد.

 برانکو  تا قبل از هدایت تیم ملی فوتبال ایران ، تنها سابقه مربی گری در چند تیم باشگاهی کشور خود و باشگاه هانوفر آلمان را داشت.اما حاصل کار چهار ساله وی در کشورمان ، قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات آسیایی بوسان ، کسب مقام سوم در رقابت های جام ملتهای آسیا و صعود به جام جهانی 2006 آلمان بود که این نتایج چندان هم نامطلوب به نظر نمی رسید.

برانکو در سال های حضورش در ایران ، کاملا این مساله را آشکار نموده بود که بر روی حرف خویش پابرجاست و  نبود مربی بدنساز ، نبود روانکاو و نبود دستیاران کارآمد و آنالیزورهای حرفه ای در تیم ملی به خوبی گواه این مدعاست .

پس از صعود تیم ملی فوتبال کشورمان به جام جهانی ، با تمامی انتقاداتی که از برانکو در مورد حضورش بر روی نیمکت تیم ملی می شد ، وی به عنوان سرمربی تیم در جام جهانی معرفی گردید.اما آیا برانکو در حد و اندازه های جام جهانی بود؟ آیا حضور برانکو بر روی نیمکت تیم تنها فیزیکی نبود؟ آیا نباید ما با یک مربی سرشناس تر و مطرح تر پا به این رقابت ها می گذاشتیم؟ آیا نباید سرمربی تیم آنقدر توانایی داشته باشد تا در مورد حضور یا عدم حضور یک بازیکن در ترکیب تصمیم گیری کند؟! آیا ... آیا ... !

فدراسیون :

عدم برنامه ریزی فدراسیون در نتیجه گیری تیم در این مسابقات کاملا محسوس بود.فدراسیون فوتبال کشورمان پس از شناختن رقبای خود در جام جهانی به یک خواب چهار _ پنج ماهه رفت تا قرعه کشی رقابت های مقدماتی جام ملتهای آسیا انجام شود!! پس از تعیین حریفان ایران در مقدماتی جام ملتها ، تازه مسولان فدراسیون به فکر برگزاری بازی های دوستانه برای آمادگی هرچه بیشتر تیم در جام جهانی افتادند!! آیا در این مدت امور بین الملل فدراسیون فوتبال ، رایزنی هایی برای انجام بازی های تدارکاتی با کشورهای دیگر داشت؟ تنها دیدار تیم ملی در سال قبل برای آمادگی در جام جهانی ، برابر تیم کاستاریکا بود که می توان قدرت این تیم را با نتایجی که در جام جهانی کسب کرده ، دانست! ( کاستاریکا با نه گل خورده در گروه خود چهارم شد ! )در دو دیدار ملی پوشان کشورمان در سال جدید ، می توان به بازی با تیم های کروواسی و بوسنی اشاره کرد.شاید تنها علت برگزاری دیدار تدارکاتی با تیم ملی کرواسی ، تشابه ملیت سرمربی تیم کشورمان با این تیم بود! آخرین بازی تدارکاتی تیم کشورمان هم برابر حریفی نه چندان قدرتمند به نام بوسنی و هرزگوین بود که از لحاظ بار فنی هیچ سودی برای ما نداشت! ( از لحاظ روحی خیلی مفید بود ، چون ایران با پنج گل از این تیم پذیرایی نمود! )

بازیکنان :

اصرار مکرر فدراسیون و کادر فنی تیم ملی فوتبال کشورمان بر روی تعدادی از افراد باعث شد تا بازیکنان نه چندان کارآمد به همراه تیم عازم آلمان شوند.

امثال جلال کاملی مفرد ، علی بداوی ، ایمان مبعلی و ... جای خود را به چه کسانی دادند؟ چرا باید به یک باره در آخرین لیست مدعوین تیم ملی سهراب بختیاری زاده ، رضا عنایتی ، امیر حسین صادقی ، مسعود شجاعی به چشم بخورند؟ آیا این بازیکنان هماهنگی لازم را با سایر ملی پوشان دیگر در مدت بیست روزه بدست می آوردند؟ آیا نباید به جای علی دایی ، از فرهاد مجیدی یا علی سامره دعوت می شد؟ آیا مربی تیم ملی تا به حال بازی مجیدی و سامره در لیگ امارات را فقط یک بار دیده بود؟ آیا علی کریمی باید آنقدر مغرور باشد که به دلخواه خود در ترکیب قرار نگیرد؟ آیا مگر کریمی از همین تیم ملی ، به بایرن نرسید ، پس چرا باید پس از تعویض اش از بازی ، حرکتی زشت و به دور از اخلاق انجام دهد؟ به نظر خودش نمایش خوبی در بازی با مکزیک و پرتغال داشت؟

شاید بتوان از بین تمامی لژیونرها ، مهدی مهدوی کیا را بهترین یار تیم نام برد که با دو پاس وی ، دو گل ایران در جام جهانی به ثمر رسید.آیا نباید به جای شماری از بازیکنان پیچ و مهره شده به نیمکت ، خداداد عزیزی را به تیم دعوت می کرد؟ مگر همین بازیکن نبود که در بازی های مقدماتی جام جهانی برابر قطر دو پاس گل را به برهانی و هاشمیان داد ؟ اگر او نبود ، آیا ما در جام جهانی حضور داشتیم؟

تمامی این سوالات ابهاماتی هستند که در آینده ای نزدیک مشخص می گردند

IRAN environmental problems



Introduction
Iran is faced with a litany of environmental problems, many of which the country is only beginning to tackle as the problems reach a crisis point. Although Iran established a Department of Environment in 1971, long-term environmental concerns often have been subjugated to shorter-term industrial production and political goals. Iranian environmental protection efforts in the 1970s focused on conservation, with the establishment of a number of national parks, national monuments, and wildlife refuges throughout the country.

Iran maintained this focus after the Islamic Revolution, enshrining environmental protection in the Constitution. Article 50 of the Constitution reads: "In the Islamic Republic of Iran protection of the environment, in which present and future generations should enjoy a transcendent social life, is regarded as a public duty. Therefore, economic and any other activity, which results in pollution or irremediable destruction of the environment is prohibited." However, 8 years of war with Iraq, international political isolation, and economic sanctions kept environmental goals on the back-burner in Iran, and conservation measures predominated in Iran's environmental policies.

Iran's failure to move beyond conservation policies towards a more sustainable development has manifested itself in a range of problems today. In addition to deforestation and desertification issues across much of Iran's arid territory, overfishing in lakes and rivers has caused a drop in fishing levels; industrial and urban waste water runoff has contaminated a number of rivers and coastal waters and threatened drinking water supplies; wetlands and reservoirs are increasingly being destroyed under the pretext of creating industrial and agricultural lands; and oil and chemical spills in the Persian Gulf and
Caspian Sea continue to pollute the seas and harm aquatic life. The Caspian Sea region is faced with a number of environmental problems in the international rush to develop the Caspian's oil and gas.

Air Pollution
picture of cars and car pollution in TehranThe biggest environmental problem Iran currently faces is air pollution, especially in the capital city of Tehran, but also in regional cities like Tabriz.  About 1.5 million tons of pollutants are produced in Tehran annually, with carbon monoxide from car exhaust making up a large percentage of these pollutants. Most of Tehran's nearly 2 million cars are over 20 years old, with poor fuel efficiency and lacking catalytic converters and the ability to use lead-free gasoline.  Many of these cars are domestically produced Paykans, manufactured by the Iran Khodro company.  Leaky engines and cars spewing black smoke are a familiar sight contributing to the city's hazardous air pollution, as well as its infamous traffic snarls.  In January 2002, President Khatami declared that "from now on, all the Iranian-made cars will be provided with favourable standards for fuel consumption."  Khatami also pledged to move Iran towards lead-free gasoline in the near future.

Tehran's air pollution is made even worse by the city's geographic position. The city is hemmed in by the Alborz Mountains to the north, causing the increasing volume of pollutants to become trapped, hovering over Tehran when the wind is not strong enough to blow the pollution away. Tehran's high altitude, ranging between 3,300 and 5,000 feet, also makes fuel combustion inefficient, adding to the pollution problem.  Finally, the city's "lungs" (i.e., its orchards, especially in northern Tehran) have largely been destroyed over the past 10-20 years by rampant development pressures.  The combination of these natural and man-made factors is that Tehran is one of the most polluted cities in the world, ranking with Mexico City, Beijing, Cairo, Sao Paulo, Shanghai, Jakarta, and Bangkok.

The city's air pollution recently reached a crisis stage in December 1999, when high levels of carbon monoxide and other pollutants engulfed the capital for several weeks. With a cloud of smog hovering over Tehran, Iranian authorities shut down elementary schools and closed off the city center to motorists for several days. Iranian-state radio urged Tehran's residents to stay indoors, and many who did venture outdoors resorted to wearing face masks and breathing through wads of cloth. The polluted air was blamed for causing several deaths, as well as causing problems for people with asthma, heart, and skin conditions.  Overall, approximately 4,000-5,000 Tehran residents are estimated to die every year from air pollution.

In response to record levels of air pollution (in Tehran especially, but also in other urban areas), Iranian authorities announced a number of short- and long-term steps. In the short-run, officials announced a plan to limit private cars in Tehran--vehicles with odd and even license plate numbers will only be allowed into Tehran on alternate days. However, a previous similar plan, whereby private cars were restricted entry into the city on weekdays using special passes, proved ineffective in reducing pollution levels. Additionally, Iran declared January 19th to be "National Clean Air Day," urging the country's residents not to use their cars on that day unless absolutely necessary.   

According to the Green Party of Iran, the National Clean Air Day went largely unnoticed in Iran. The Green Party of Iran, which was recently founded in response to the country's deteriorating environmental conditions, said that most car owners in Iran ignored the call to switch off their engines for 3 minutes. Officials estimate that cars account for 75%-80% of Tehran's pollution.

Recognizing that the answer to the country's air pollution problems requires more than just simple gestures, Tehran's former mayor Morteza Alviri announced in December 1999 that the city would launch a 15-year, $2.2-billion project to fight air pollution. The plan, which includes steps to rehabilitate public transport and phase out old automobiles, is a compromise plan worked out by the World Bank, Japanese experts, and Iranian environmentalists. Details of the plan, which was approved by the Iranian cabinet, have not been released, but officials have stated that air pollution in Tehran will decrease by 16% with the plan's implementation.  In March 2002, Iran's Department of the Environment and Japan's International Cooperation Agency (JAICA) agreed to cooperate in reducing Tehran's pollution levels.  In the meantime, however, Iranians will continue to resort to face masks to protect themselves from air pollution.

In 2001, Iran launched a 10-year program to reduce air pollution by phasing out old motor vehicles and replacing them with newer, more fuel efficient, and cleaner ones.   In addition, a law to cut industrial pollution came into effect, calling for a mix of tax incentives and fines to achieve compliance.   In January 2002, Iran's Department of the Environment director, Ma'sumeh Ebtekar, stated that diesel-fueled vehicles were responsible for a disproportionate share of Iran's air pollution, and that starting March 21, 2002, they would be issued license plate numbers only if they had engines operating on compressed natural gas.  In May 2002, the Iranian Transport Association stated warned that unless pollution controls were improved on Iranian trucks, they would be denied entry to the European Union beginning in 2003.

Energy Consumption
Graph of Iran's energy consumption 1980-2000 A major factor behind the suffocating air pollution in Tehran and other Iranian cities is the dramatic rise in the country's energy consumption. From 1980-1998, Iran's total energy consumption ramped up from 1.6 quadrillion Btu (quads) in 1980 to 4.7 quads in 2000 -- nearly a  three-fold increase. Much of this energy is accounted for by gasoline consumption: Tehran's 2 million cars alone use 7 million liters (1.85 million gallons) of gasoline daily. With an abundance of oil in Iran, petroleum products are subsidized, and their cheap cost deprives producers of incentives to make them more fuel-efficient.  In May 2002, Iran's deputy oil minister estimated that the government subsidizes gasoline consumption at a cost of several billion dollars per year

Overall, natural gas makes up about 50% of the energy consumed in Iran, with oil (48%) making up much of the rest and coal accounting for only 1%.  Per capita energy consumption in 2000 was 73.8 million Btu, which is only one-fifth of the U.S. level of 351.1 million Btu, but is still on the increase.  Iran's energy intensity--energy consumption per GDP dollar--at 39,265 Btu/$1995 remains above the level of most Western countries, but below many countries in the former Soviet Union and the Middle East. By way of comparion,   US energy intensity in 2000, for instance, was 10,919 Btu/$1995.

Carbon Emissions
Iran's energy-related carbon emissions have been on a steady climb for two decades.  Since 1980, carbon emissions in Iran have risen by 240%, from 33.1 million metric tons emitted in 1980 to 80.8 million metric tons emitted in 2000. Graph of Iran's carbon emissions 1980-2000With the growth in Iran's population has come an increasing number of cars, and automobile exhaust has contributed greatly to the fact that Iran now accounts for 1.3% of the world's total carbon emissions.

Iran's per capita carbon emissions are relatively low--at 1.3 metric tons of carbon emitted per person in 2000, Iran is significantly lower than corresponding figure for the United States (5.6) and other industrialized countries.  This stems in part from the fact that Iran consumes very little carbon-intensive coal.  However, the widespread use of leaded gasoline and the preponderance of cars lacking catalytic converters in Iran accounts for significant levels of carbon monoxide in urban areas. Although authorities have not released pollution statistics for 1999, in 1998, when several thousand schools were shut down, the carbon monoxide pollution in Tehran was more than six times the acceptable level set by the World Health Organization.  Iran currently is converting from leaded to unleaded gasoline. 

Photo of women protecting themselves against air pollutionThe country's carbon emissions likely will continue to rise until the roots of the problem are addressed. The Green Party of Iran asserts that a shortage of public transport, a rapidly increasing population, and the exorbitant price of new, cleaner cars are the reasons why large numbers of cars lacking pollution-abatement technology remain on the road, despite the health problems they cause. The Green Party argues that Iran needs to support several policy initiatives, including subsidizing the purchase of new, unleaded cars, enforcing emission controls from old cars (Iran is a non-Annex I country under the United Nations Framework Convention on Climate Change, nor is it a signatory to the Kyoto Protocol; therefore, it is not bound to reduce its carbon emissions under the convention), providing more public transportation facilities in line with population growth in Tehran, and increasing green spaces in the city.

Alternative Energy Sources
Iran's renewable energy consumption is low. With 9% of the world's oil reserves and 15% of its natural gas reserves (80% of which have not been developed), Iran has an abundant supply of fossil fuel resources, which tends to discourage the pursuit of alternative, renewable energy sources. Iran's 1997 renewable energy consumption--including hydropower, solar, wind, tide, geothermal, solid biomass and animal products, biomass gas and liquids, and industrial and municipal wastes--totaled 106 trillion Btu, a 6% increase over the previous year.

In an attempt to diversify its energy mix from a primarily oil-based economy, Iran is increasing its hydroelectric capacity. Several hydropower plants are currently in operation, and several more are under construction. In addition, Iran would like to increase its nuclear power usage in order eventually to meet 20% of the country's electricity demand, but international concerns about Iran's use of nuclear power for purposes other than electricity generation have limited the country's nuclear capacity.

Iran in the 21st Century
Rapid population growth over the past 20 years has been a significant factor contributing to Iran's environmental problems, and continued high population growth, combined with continued reliance on fossil fuels and increased car usage, likely will exacerbate these problems. The recent pollution crisis in Iran may serve as a significant catalyst for change, however, forcing Iran into action to protect the health of its citizens.

Iran will need to confront its environmental problems head-on if it is to prevent further pollution crises. In addition to phasing out leaded gasoline and requiring catalytic converters on automobiles, Iran may need to take a more long-term approach towards environmental protection in order to safeguard the health of Iran's cities and citizens. By further developing its gas fields, Iran can use more clean-burning natural gas rather than oil for its energy needs. Reducing Iran's reliance on oil and "petrodollars" will not only help to decrease pollution, but will also help Iran diversify its economy.

Although several of these initiatives will be difficult to achieve if Iran's diplomatic isolation continues, the victory of reform-minded candidates in recent Iranian parliamentary elections eventually may lead to a warming of relations beween Iran and the United States and other countries. Ironically, the pollution problem in Tehran may prove to be beneficial to Iran's environment in the long-run--the health crisis spotlighted the need to act to protect Iran's environment and helped foster support for green groups, while encouraging more public participation in environmental affairs.

chabahar city

:
 

The Flower Projectors:
In the middle of the Kahir-o-Tong Plain, 20 km from the village of Kahir along the Tong-Galak Road, some kilometers away from the Road, there are three small ‘flower-projecting’ hills, 10 to 20 meters high, two of which are similar to each other and were inactivated several years ago. The third one is an active volcano and a unique natural phenomenon and its likes are reported only to exist in three other parts of the world. It keeps projecting out cold gray flowers.

 

 
 

Fishing Piers:
There are several fishing piers in Chabahar, 3 of which, Tis, Ramin and Beris, are more attractive than the others. The Tis Pier is within the Free Zone, Ramin is 10 km and Beris 60 km away from Chabahar.
Watching the launches, the fishing boats and the fishermen with the various fish and lobsters they catch, which are the unique products of the region, can be a pleasant experience.

 
 


This section is copied form the web site of Chabahar Free Zone.


About Chabahar » Cultural & Social Characteristics

History:

The city of Chabahar does not have a long history. There is the fishing village of Tis in its neighborhood which dates from 2,500 BC, known in Alexander's Conquests as Tiz, gradually renamed as Tis. In addition, in his book Aqd al-Ala lel-Moaffaq, Afzal al-Din abu Hamedin wrote in 584 A.H. about the Tiz Port and the commerce and trade that went on in it. Tis was formerly an active commercial port, and was destroyed by the Mongols. There are still some ruins in the village. The Portuguese were the first colonial country to attack the Makran (Oman) Sea. The Portuguese forces under Albert Kirk gained control of Chabahar and Tis, staying there until 1031 A.H. The British and later the Portuguese in the 17 century (year 1616) AC (1026 A.H.) entered this region.

Population and Divisions of the Country:

The county of Chabahar has a population of 54,912 people, with an urban population of 34%. There are 3 cities in the county, i.e. Chabahar, Negur, Konarak, 4 districts, i.e. Konarak, Pelan and Dashtyari and 10 rural counties, i.e. Kahir, Zarabad, Jahlian, Kambel e Soleyman, Pir e Sohrab, Pelan, Talang, Negur, Sendmirthuban and Bahukalat. The native residents in the city of Chabahar are the Baluches. The Baluch people are characterized by their love of freedom, belligerence, bravery, hospitality, piety, diligence and hard work. Because of their special environmental conditions, these people are very resistant and patient. The Baluches are from the Aryan tribes who separated from northern Iranian regions and migrated to the south. This is supported by the close similarity of the Baluchi language to the Median language.

Weather:

The county of Chabahar has a warm humid weather in the summer and a temperate weather in the winter. The monsoon winds in the summer and the western winds in the winter bring about scattered rainfalls in this region. The monsoon winds from the Indian subcontinent (in the monsoon season) makes Chabahar the coolest southern port in the summer and the warmest part of Iran in the winter. It has an average maximum temperature of 34 ˚C and an average minimum temperature of 10.5 ˚C. It has the same latitude as Miami Port in Florida peninsula, USA, and weather conditions exactly similar to those in Miami Port.

Vegetation:

The environmental changes affect agriculture in the county of Chabahar. Most lands are potentially suitable for agriculture. However, because of lack of non-salty water and timely rainfall, agriculture is not of essential importance and most lands have remained useless while the agricultural products depend on the winter rainfall. Farmers construct earth dams around lands to reserve rainwater for cultivation purposes when the land water dries. However, because of its warm, humid weather, it has a potential for cultivating tropical fruits. Such fruits generally cannot be cultivated in other parts of Iran and this provides good conditions for tourists and guests from outside the region, esp. because of the big banana, coconut and citrus gardens, with beautiful views in the county.

:
 

The Flower Projectors:
In the middle of the Kahir-o-Tong Plain, 20 km from the village of Kahir along the Tong-Galak Road, some kilometers away from the Road, there are three small ‘flower-projecting’ hills, 10 to 20 meters high, two of which are similar to each other and were inactivated several years ago. The third one is an active volcano and a unique natural phenomenon and its likes are reported only to exist in three other parts of the world. It keeps projecting out cold gray flowers.

 

 
 

Fishing Piers:
There are several fishing piers in Chabahar, 3 of which, Tis, Ramin and Beris, are more attractive than the others. The Tis Pier is within the Free Zone, Ramin is 10 km and Beris 60 km away from Chabahar.
Watching the launches, the fishing boats and the fishermen with the various fish and lobsters they catch, which are the unique products of the region, can be a pleasant experience.

 
 


This section is copied form the web site of Chabahar Free Zone.


About Chabahar » Cultural & Social Characteristics

History:

The city of Chabahar does not have a long history. There is the fishing village of Tis in its neighborhood which dates from 2,500 BC, known in Alexander's Conquests as Tiz, gradually renamed as Tis. In addition, in his book Aqd al-Ala lel-Moaffaq, Afzal al-Din abu Hamedin wrote in 584 A.H. about the Tiz Port and the commerce and trade that went on in it. Tis was formerly an active commercial port, and was destroyed by the Mongols. There are still some ruins in the village. The Portuguese were the first colonial country to attack the Makran (Oman) Sea. The Portuguese forces under Albert Kirk gained control of Chabahar and Tis, staying there until 1031 A.H. The British and later the Portuguese in the 17 century (year 1616) AC (1026 A.H.) entered this region.

Population and Divisions of the Country:

The county of Chabahar has a population of 54,912 people, with an urban population of 34%. There are 3 cities in the county, i.e. Chabahar, Negur, Konarak, 4 districts, i.e. Konarak, Pelan and Dashtyari and 10 rural counties, i.e. Kahir, Zarabad, Jahlian, Kambel e Soleyman, Pir e Sohrab, Pelan, Talang, Negur, Sendmirthuban and Bahukalat. The native residents in the city of Chabahar are the Baluches. The Baluch people are characterized by their love of freedom, belligerence, bravery, hospitality, piety, diligence and hard work. Because of their special environmental conditions, these people are very resistant and patient. The Baluches are from the Aryan tribes who separated from northern Iranian regions and migrated to the south. This is supported by the close similarity of the Baluchi language to the Median language.

Weather:

The county of Chabahar has a warm humid weather in the summer and a temperate weather in the winter. The monsoon winds in the summer and the western winds in the winter bring about scattered rainfalls in this region. The monsoon winds from the Indian subcontinent (in the monsoon season) makes Chabahar the coolest southern port in the summer and the warmest part of Iran in the winter. It has an average maximum temperature of 34 ˚C and an average minimum temperature of 10.5 ˚C. It has the same latitude as Miami Port in Florida peninsula, USA, and weather conditions exactly similar to those in Miami Port.

Vegetation:

The environmental changes affect agriculture in the county of Chabahar. Most lands are potentially suitable for agriculture. However, because of lack of non-salty water and timely rainfall, agriculture is not of essential importance and most lands have remained useless while the agricultural products depend on the winter rainfall. Farmers construct earth dams around lands to reserve rainwater for cultivation purposes when the land water dries. However, because of its warm, humid weather, it has a potential for cultivating tropical fruits. Such fruits generally cannot be cultivated in other parts of Iran and this provides good conditions for tourists and guests from outside the region, esp. because of the big banana, coconut and citrus gardens, with beautiful views in the county.