آثار زيستمحيطي اوراق كردن كشتيها
مهمترين آلايندههاي حاصل از اين مواد و تركيبات باقيمانده از كشتي كه حين و بعد از عمليات اوراق كردن كشتي بشدت باعث الودگي دريا، رودخانه و ساحل ميشوند و شيلات و كشاورزي محلي را تقريبا ناممكن ميكند، شامل فلزات سنگيني مانند جيوه، سرب، آرسنيك و كروم، آلايندههاي آلي پايدار شامل هيدروكربنهاي چند حلقهاي آروماتيك، بيفنيلهاي چند كلره، تركيبات تري بوتيلتي و ديوكسينهاست. همچنين مواد نفتي، بيوسيدها، دود و گازهاي سمي نيز از ديگر آلايندههاي خطرناك است. همچنين ورود ارگانيسمهاي دريايي از نقاط مختلف جهان توسط آب توازن كشتيها نيز نوعي آلاينده بيولوژيكي محسوب ميشود كه تعادل اكولوژيكي بوم سازگان ساحلي را به خطر مياندازد. مطالعات صلح سبز جهاني، تجمع بالاي مواد نفتي و انواع مواد سمي در آب و رسوبات ناشي از كشتيهاي فرسوده را ثابت كرده است. به طوري كه نمونههاي خاك برداشت شده، مقادير زيادي از مواد سمي از قبيل فلزات سنگين، بي فنيلهاي چند كلره و تري بوتيلتينها را نشان ميدهد.
بسياري از آلايندهها تا چندين سال در بستر و رسوبات ساحلي باقي ميمانند و باعث از هم گسستگي زنجيرههاي شبكه غذايي اكوسيستم ساحلي ميشوند، به طوري كه حتي اگر فعاليت كارخانههاي اوراق كردن كشتي در سواحل متوقف شوند، تمركز و تجمع بالاي برخي آلايندهها مانند تري بوتيلتين در رسوبات دريايي و بنابر اين شبكه غذايي در 10 تا 20 سال آينده باقي خواهد ماند. نواحي ساحلي به عنوان بستر فعاليتهاي اين صنعت، به لحاظ تنوع بالاي زيستي جانوري و گياهي و گوناگوني فرمهاي مختلف هيدرولوژيك مانند خورها، مصبها، خليجها، مناطق جزر و مدي، پهنههاي گلي و تالابهاي ساحلي از ارزشهاي اكولوژيكي بسياري برخوردار هستند و از آنجايي كه ساحل مرز بين خشكي و دريا محسوب ميشود به عنوان يك اكوتون از حساسيت زيادي برخوردار است و در برابر انواع آلودگيها و تعرضها بسيار آسيبپذير و شكننده است به طوري كه آلودگيهاي ناشي از آلايندهها و پسماندهاي صنعت اوراق كردن كشتي باعث مرگ و مير آبزيان مختلف ازجمله انواع بارناكل (چسبندهها)، جلبكها و علفهاي دريايي، لارو صدفهاي دو كفهاي و آبسنگهاي مرجاني ميشود و آسيبهاي جدي به ماهيها، خرچنگها و ميگوها وارد ميكند و منجر به تخريب زيستگاههاي پرندگان دريايي، آبزي و كنار آبزي و محلهاي تخمگذاري لاك پشتان دريايي ميشود، همين طور حيات رويشگاههاي ساحلي را به مخاطره مياندازد و زندگي تمام زيستمندان ساحلي را بشدت تهديد ميكند.
مديريت زيستمحيطي، يك ضرورت
بنابر اين با توجه به اين مهم كه سالانه تعداد كشتيهايي كه بايستي اسكراپ شوند، افزايش مييابند و تخمين زده ميشود بين 2000 تا 3000 كشتي در سال اوراق و از رده خارج خواهند شد بيشترين خطر، سواحل كشورهاي آسيايي فقير را تهديد ميكند كه آن نيز به دليل پايين بودن سطح استانداردهاي بهداشت، ايمني و محيط زيست و همين طور فشار جمعيت و كاهش اشتغال و دستمزد ناچيز كارگران در كشورهاي آسيايي فقيرتر است. از اينرو، اين زبالههاي سمي شناور بايد اساسا در سواحل كشورهاي سازنده اين شناورها اوراق شوند كه به دليل افزايش سطح استانداردهاي ايمني، بهداشت و محيط زيست و وضع قوانين و ضوابط سخت در كشورهاي پيشرفته، اين صنعت آلوده همچون ديگر زبالههاي ارسالي از سوي آنها، متوجه مناطق فقيرتر جهان ازجمله آسياست. از اينرو به نظر ميرسد تنها راهحل پيشگيرانه در كوتاهمدت در چنين كشورهايي، ارزيابي اثرات زيستمحيطي صنعت اوراق كردن كشتي، قبل از استقرار اين صنعت در ساحل باشد كه بايستي براساس برنامه مديريت محيط زيست در سواحل با توجه به توان و ظرفيت اكولوژيكي ساحل، مكانيابي و راهاندازي شود تا آلودگي و تخريب محيط زيست ساحلي به حداقل ممكن كاهش يابد.
با توجه به شناسايي حدود 50 كشتي در جهان كه بايستي بزودي اسكراپ و اوراق شوند، تودههاي عظيمي از زبالههاي سمي، سواحل برخي از كشورهاي آسيايي و حتي ايران را تهديد ميكند كه بايد بسرعت با اتكا به مستندات قانوني مرتبط از ورود اين صنعت به سواحل ايران جلوگيري به عمل آورد.
مسعود ابوابی
اسكراپ در واقع به مجموعه عملياتى اطلاق مى شود كه جهت تراشيدن بدنه كشتى و اوراق نمودن آن به كار مى رود. گرچه اين نوع عمليات ريشه در تاريخ كشتى سازى دارد اما از دهه 40ميلادى به واسطه افزايش تقاضا جهت مصرف آهن و فولاد و توسعه صنعت بازيافت به عنوان يك صنعت شكل گرفت و از همان زمان آثار و تبعات زيست محيطى آن نمايان گرديد. ورود انواع آلايند ه ها همانند نفت، آزبست، پى سى بى، ديو اكسين ها و انواع مخاطرات بهداشتى و حتى مرگ ومير انسانى گريبان اين صنعت را گرفت و همين امر باعث شد تا عنوان ”صنعت كثيف“ به اين نوع عمليات اطلاق شده و در دنيا به اين نام شناخته شود. آنچه مسلم است تأثير اين صنعت بر روى مناطق جزر و مدى و فوق جزر و مدى است. مناطق ذكر شده در دنيا به عنوان بانك زيستى محسوب مى شوند در نتيجه تأثير منفى آن باعث شد تا در سواحلى همچون هند، پاكستان و ديگر مناطق جنوب شرق آسيا در نتيجه اين صنعت آسيب جدى به محيط زيست دريايى وارد شود. اين مسئله ابتدا توسط غربي ها مورد مطالعه قرار گرفت و آنان به واسطه مسائل زيست محيطى، بهداشتى و ماليات زياد، اين صنعت را به سمت كشورهاى آسيايى سوق دادند. به طورى كه از آمريكا به انگليس سپس اسپانيا، تركيه و در نهايت تايلند، چين، هند و پاكستان سوق نمود. به طوري كه در حال حاضر كشور چين 45 درصد اسكراپ دنيا را در دست دارد و 95 درصد اسكراپ دنيا در آسيا انجام مى گردد. افزايش تقاضا براى آهن و فولاد، دستمزد پائين، نبود استاندارهاى زيست محيطى، نبود باورهاى زيست محيطى، فقر و... از جمله عوامل حضور اين صنعت در آسيا است و از سویی درآمد سالانه ۵/۱ میلیارد دلاری این صنعت بدون آنكه براي محيط زيست هزينه هايي صورت گيرد، باعث شد. تا صاحبان و شركت ها با تمايل فراوان به آن اقدام كنند. در پى حركت اين صنعت به سمت غرب آسيا در سا ل هاى اخير نيز چندين كشتى در سواحل خليج فارس اسكراپ گرديد كه عمده آنها در سواحل استان هرمزگان بود و در بسيارى از موارد منجر به ايجاد آلودگى در محيط زيست دريايى شد. با توجه به حساسيت اكوسيستم خليج فارس و نبود آئين نام ه هاى مشخص در خصوص اين صنعت، كشتى هاى به جا مانده از جنگ در دهانه اروند و ديگر نقاط و خروج كشتى هاى 25 سال ساخت و تك جداره از خطوط كشتيرانى (بر اساس قوانين (IMO ) و عدم وجود صنايع مجهز و تحت استاندارد به نظر مى رسد كه در آينده نزديك ضمن افزايش تقاضا براى اسكراپ محيط زيست دريايى، خليج فارس و دریای عمان تحت مخاطره قرار گيرد.
مخاطرات انسانى ناشى از اسكراپ
آنچه كه باعث شد تا اين صنعت "كثيف" ناميده شود شرايط نامناسب كار (ساعات كار طولانى، تعداد شيفت هاى كار كم، كمى دستمزد، ناامنى محل كار و مرگ و مير انسانى، انفجار در محل كار، كار در محيط هاى تاريك، آتش سوزى و...) و ايجاد آلودگى هاى زيست محيطى بود. برآوردها در كشور هند و بنگلادش نشان مى دهد به طور متوسط سالانه در طول عمليات اسكراپ حدود 400 نفر جان خود را از دست داده و شش هزار نفر به طور جدى آسيب مى بينند و برخى آمارها نيز حاكى از مرگ يك كارگر در هفته و مجروح شدن روزانه كارگران در كشور بنگلادش است. قرار گرفتن در مقابل تركيبات سمى خطرناك همچون تركيبات آلاينده پايدار، آزبست، افتادن از بلندى (در برخى موارد ارتفاع به حدود 70 متر نيزمى رسد)، كار در گرماى طاقت فرسا و محيط هاى آلوده به گازها و بخارهاي ناشى از مواد نفتى، برخورد با اجسام تيز، انفجار و... ازجمله عوامل مرگ ومير كارگران بوده اند. عدم نظارت مناسب بر فعاليت صاحبان كارگاه ها و صنايع از سوى متوليان حقوق كارگران و پائين بودن فرهنگ ايمنى در محيط كار نيز به عنوان ديگر عوامل مديريتى در مخاطرات محسوب می شود
آلودگي هاي زيست محيطي ناشي از اسكراپ كشتي ها
كشتي هاي اقيانوس پيما در واقع همانند يك شهر كوچك بوده كه حاوي انواع آلاينده ها و پسماندها مي باشد. آلاينده هاي بوجود آمده شامل: موارد ي است كه در اثر عمليات اسكراپ كشتي به وجود آمده يا آن دسته از فعاليت هايي كه در اثر استقرار افراد و صنعت در محل مي باشد. در حال حاضر تمامي فرآيند اسكراپ در محيط هاي باز ساحلي (مناطق جزر و مد و فوق جزر و مدي) صورت مي گيرد كه از جمله حساس ترين مناطق زيستي در محيط هاي دريايي محسوب مي شوند و اين امر نيز در مناطقي كه داراي بستر گلي و شيب ملايم است اتفاق افتاده و آن هم به دليل عدم تأثير انرژي ناشي از امواج و آرامش نسبى دريا جهت انجام فعاليت است. با توجه به نبود صنايع استاندارد، اوراق كشتي در استان و حتي در سواحل جنوبي كشور، در نواحي جزر و مدي و يا محيط هاي دريايي انجام مي گيرد و با توجه به اين كه اين فعاليت نوپا محسوب مي شود عمده كارگران و برشكاران از تجارب، آموزش هاي مهارتي، بهداشتي و زيست محيطي برخوردار نبوده و لذا دائماً در تماس با مخاطرات ناشي از كار و آلاينده هايي همچون نفت، آزبست( انفجار و يا سقوط روبرو هستند. با توجه به آنچه درباره مواد آلاينده ناشى از اوراق نمودن كشتى ها آورده شد، تنوع اثرات در نتيجه عمليات اسكراپ دور از انتظار نيست. اثرات به صورت حاد (در نتيجه تماس با مقادير زياد در مدت زمان كوتاه) و مزمن (در نتيجه تماس با مقادير كم و زمان طولانى) نمايان مي شود. به محيط و (POPs) ورود آلاينده هاى آلى پايدار يا تماس با انسان قابليت تجمع در بافت هاى چربى را داشته و در اثر بزرگ نمايى زيستى و انتقال به سطوح بالاتر اكولوژيك و بالاخص انسان باعث بروز بيمارى ها و ناهنجارى ها از جمله سرطان در انسان و آبزيان مى گردد. از جمله اين گونه تركيبات بوده كه معمولا PCB در محيط هاى اسكراپ ديده مى شود. اين تركيبات عامل سرطان كبد بوده و كاهش مقاومت، ناتواني توليد مثل و تخريب سيستم عصبى را به همراه دارد. دى اكسين ها از ديگر موارد قابل طرح بوده كه به طور عمده در اثر سوزانيدن مواد نفتى، پلاستيك، پى.وى .سى و رنگ ها كه در اثر جوشكارى و يا آتش سوزى به وجود مى آيند سرطان زا بوده و به واسطه اثر افزايشى كه با پى .وى .سى داشته عامل بيمارى هاى مهلك مى باشد هيدروكربن هاى حلقوى آرماتيك از جمله (PAH) آلودگى هايى است كه قطعاً از اين صنعت حادث مي شود. تاكنون 250 نوع از اين مواد شناخته كه در اثر اسكراپ وارد محيط زيست دريايى شده اند. مهم ترين انواع شناحته شده آنها شامل: نفتالين، بنزوپيرين، فلروآنتين و فنانترين است كه بر اثر سوزاندن و تبخير مواد نفتى وارد محيط مى شود. تركيبات قيد شده قابليت حمل توسط گرد و غبار و تجمع در رسوبات ساحل و دريايى را داشته و مى تواند در بافت موجودات زنده تجمع كرده و انتقال يابند. سرطان، اختلال در اندام زايى و توليدمثل، جهش زايى و اختلال در عملكرد آنزيم ها از جمله اثرات مخرب تركيبات ذكر شده است. بر اساس مطالعات به طور معمول در يك كشتى اقيانوس پيما حدود 1000 تن ضايعات نفتى درون مخازن، لوله هاى انتقال سوخت، موتورخانه و... وجود دارد. از ديگر تركيبات خطرناكى كه مى توان به آن اشاره نمود ترى بوتيل تين TBT است كه در محوطه عمليات اسكراب ) ديده مى شوند. اين تركيبات در مغز و كبد قابليت تجمع داشته و با ايجاد مسموميت هاى حاد باعث تغييرات جنسى، تغييرات در اندام ها و مرگ در انسان و آبزيان مى شوند.
آزبست
آزبست ها شامل شش نوع تركيب با عناوين, : Actinolite, Amosite Chryosite, Crociddite, Tremolit Anthophyllite است. اين مواد در مقابل تجزيه شيميايى و بيولوژيك و حرارت مقاوم بوده و در نتيجه طى مدت هاى زياد در طبيعت ماندگار مى باشد. آزبست شديدا سرطان زا بوده و در صورت تنفس فيلامنت هاى آن و ايجاد جراحت در بافت هاى اندام هاى تنفسى منجر به سرطان ريه خواهد شد. ورود الياف هايى با طول كمتر از پنج ميكرومتر به دستگاه تنفسى قابل تشخيص نبوده و جراحات آن تا بروز بيمارى به صورت حاد قابل تشخيص نيست. آثار آزبست بر روى آبزيان نيز به صورت تخريب بافت آبششى در آنهاست كه در نهايت عملكرد سيستم آبششى را مختل مىكند. آزبست قابليت حمل توسط باد را داشته و در نتيجه در مكان ها اسكراپ تا شعاع هاى طولانى پراكنده مى شود.
خطرات بيولوژيك
انتشار بيمارى ها واگير در اثر تماس با مواد آلوده، انتشار بيمارى هاى عفونى در اثر نيش حشراتى همچون مالاريا، بيمارى هايى همچون ورود موش، حشرات موزى، بندپايان ،tb ، هپاتيت خطرناك، آبزيان و گونه هاى جانورى غيربومى به سرزمين اصلى از جمله مخاطرات زيست محيطى و بهداشتى ورود يك كشتى براى اسكراپ به سرزمين اصلى است.
شهرام فداکار
